علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ١٥
بگو هر كس در آسمانها و زمين است جز خدا غيب را نمىشناسند و نمىدانند كِى برانگيخته خواهند شد.[١٨]
هرچند اين آيات و بخش ابتدايي آياتي که در ادامه مورد توجه قرار ميگيرند، بر انحصار علم به غيب از سوي خداوند تصريح دارند، اما آياتي هستند که دستيابي به اين دانش را به نحو غيرمستقل امکانپذير بدانند. براي نمونه، در قرآن آمده شده است:
داناى نهان است و كسى را بر غيب خود آگاه نمىكند. جز پيامبرى را كه از او خشنود باشد كه براى او از پيش رو و از پشتسرش نگاهبانانى برخواهد گماشت.[١٩]
از اينرو به نظر ميرسد بايد آگاهي
از علم غيب را به دو قسم آگاهي مستقل و
آگاهي غيرمستقل تقسيم کرد. آگاهي مستقل تنها اختصاص به
خداوند منان دارد و
آگاهي غيرمستقل موهبتي است از جانب ايشان به سوي
هرکس خود شايسته بداند.
خطبه ١٢٨ نهج البلاغه نيز گواه بر اين مدعي است. امام علي٧ در اين خطبه که
پس از وقايع جنگ جمل بيان ميگردد، پس از پيشبيني
رخدادهايي از آينده، در پاسخ
به سؤال يک اعرابي که گفتههاي حضرت را حمل بر آگاهي از
غيب کرده بود، با خوشرويي فرمود:
اين علم غيب نيست، علمي است که از دارنده علم آموخته شده. ... پس اين علم غيب است که جز خدا کسي آن را نداند و جز اين، علمي است که خدا آن را به پيامبرش٦ آموخت و او مرا ياد داد و دعا کرد که سينه من آن را فرا گيرد و دلم آن علم را در خود پذيرد.[٢٠]
همانطور که حضرت ميفرمايد، دانش ايشان از رخدادهايي که در قرنهاي پس از فرمايش ايشان واقع ميشوند، نه دانش مستقل که علمي آموختني است که از صاحب آن کسب شده است. بدين سبب نبايد اين تصور به وجود آيد که در مسئله آگاه بودن ائمه اطهار: از علم غيب ميان غاليان و اماميه اشتراک عقيده وجود دارد؛ چراکه جنس اعتقاد آنها با اماميه متفاوت است. غاليان آگاهي از اين دانش را به نحو مستقل و اماميه اين آگاهي را موهبتي از جانب خدا ميدانند.
[١٨]. نمل، ٦٥.
[١٩]. جن، ٢٦-٢٧.
[٢٠]. نهجالبلاغه، ص١٢٧-١٢٨.