علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٩١
از تحليل دو واژه کليدي و مهم اين
حديث، خصوصاً دقت در معناي «توارث»،
اين نتيجه به دست ميآيد که نوع علم موجود در حديث،
علم حضوري يا علم لدنّي است. اين علم مختص
اولياي الهي است و احتياج به هيچ واسطهاي در
آن نيست و منظور از توارث نيز به ارث بردن نبوت و علم و فضيلت
است که اين علوم بدون زحمت در اختيار ايشان قرار ميگيرد.
علامه طباطبايي ذيل آيه ٦٥ سوره کهف، علم لدنّي را
نوعي از علم ميداند كه غير خدا كسى در آن صنعى و دخالتى ندارد
و چيزى از قبيل حس و فكر در آن واسطه نيست. خلاصه آنکه از راه
اكتساب و استدلال به دست نمىآيد و دليل بر اين معنا را جمله «من
لدنّا» دانسته كه مىرساند منظور از آن علم، علم لدنّى و غير اكتسابى و مختص
به اولياء است.[١٢٧]
ج) بررسي علوم انبياي الهي در قرآن
با مراجعه به آيات قرآن درمييابيم که خدا به پيامبران علم لازم و کافي را براي تحقق اهداف بعثت داده است. به عبارت ديگر، امکان ندارد اينان از حکم يا حق و يا وظيفهاي آگاه نباشند. البته براي پاسخ منتظر وحي ميمانند، ولي پس از آمدن وحي، مجهولي در آنباره براي آنان نميماند.[١٢٨]
براي آگاهي از علوم انبيا: در قرآن، نخست به بررسي اين واژه در آيات و سپس به نوع علمي که به ايشان اعطا شده ميپردازيم. واژه علم حدود ١٠٥ بار در آيات قرآن به کار رفته است. در ميان اين آيات، آياتي هست که به علم و دانش پيامبر اسلام٦ و ديگر پيامبران الهي: ميپردازد و بيان ميدارد که خداوند علمهاي گوناگون را به آنان آموخت؛ مانند آيه پنجم سوره نجم، آيات ٢٢، ٦٢ و ٦٨ سوره يوسف، آيات ٧٤، ٧٩ و ٨٠ سوره انبياء، آيه ٦٢ سوره اعراف و آيه ٧٥ سوره انعام. در ميان اين آيات، آيه ٣١ سوره بقره، بهطور مستقيم با حديث موضوع بحث و احاديث همخانواده آن ارتباط دارد. در اين آيه خداوند متعال ميفرمايد:
Gوَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّهاF؛[١٢٩]
و [خدا] همه [معانى] نامها را به آدم آموخت.
[١٢٧]. ترجمه تفسير الميزان، ج١٣، ص٤٧٤.
[١٢٨]. منشور جاويد، ج٣، ص٢٣٠.
[١٢٩]. بقره، ٣١.