علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٤١

أَ رَأَيْتَ قَوْلَهُ جَلَّ ذِكْرُهُ: Gعالِمُ‌ الْغَيْبِ‌ فَلا يُظْهِرُ عَلى‌ غَيْبِهِ أَحَداًF؟ فَقَالَ‌ أَبُو جَعْفَرٍ٧: Gإِلَّا مَنِ ارْتَضى‌ مِنْ رَسُولٍ‌F وَ كَانَ وَ اللَّهِ مُحَمَّدٌ مِمَّنِ ارْتَضَاهُ‌. وَ أَمَّا قَوْلُهُ: Gعالِمُ الْغَيْبِF فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَالِمٌ بِمَا غَابَ عَنْ خَلْقِهِ فِيمَا يُقَدِّرُ مِنْ شَيْ‌ءٍ، وَ يَقْضِيهِ فِي عِلْمِهِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَهُ وَ قَبْلَ أَنْ يُفْضِيَهُ‌ إِلَى الْمَلَائِكَةِ؛ فَذلِكَ يَا حُمْرَانُ! عِلْمٌ مَوْقُوفٌ عِنْدَهُ، إِلَيْهِ فِيهِ الْمَشِيئَةُ، فَيَقْضِيهِ إِذَا أَرَادَ، وَ يَبْدُو لَهُ فِيهِ‌، فَلَا يُمْضِيهِ؛ فَأَمَّا الْعِلْمُ الَّذِي يُقَدِّرُهُ اللَّهُ‌ عَزَّ وَ جَلَّ و يَقْضِيهِ‌ وَ يُمْضِيهِ، فَهُوَ الْعِلْمُ الَّذِي انْتَهى‌ إِلى‌ رَسُولِ اللَّهِ٩ ثُمَّ إِلَيْنَا؛[٨٢]

درباره کلام الهي «او آگاه بر غيب است و کسي را بر غيب خود مسلط نمي‌کند» چه مي‌فرماييد؟ حضرت فرمود: «مگر کساني از رسولان را که رضايت داشته باشد» و به خدا قسم محمد٦ از کساني بودن که خداوند رضايت داشت. اما اين سخن خداوند: «عالم الغيب»، همانا خداي عزوجل عالم است به آن‌چه از خلق پوشيده است از اموري که در علم خود و قبل از خلقت آن امور و قبل از آن‌که آنها را به ملائکه برساند، آنها را تقدير و قضاء مي‌کند. پس اي حمران! اين علمي است که در نزد او موقوف است و مشيت الهي در آن کارگر است و هرگاه بخواهد آن را محکم مي‌سازد و ممکن است بداء گردد و آن را امضا و محتوم نکند، اما آن علمي که تقدير مي‌گردد و سپس به مرحله قضا و بعد از آن امضا مي‌گردد، آن علمي است که به رسول خدا رسيده است و سپس به ما.

در اين روايت شاهد هستيم که امام باقر٧ به تفسير علم غيب پرداخته است. ايشان با بيان اين فقره «...عالم بما غاب عن خلقه...» و نيز فقره «...فذلك يا حمران! علم موقوف عنده...» علم غيب را به علم اختصاصي خداوند تفسير مي‌نمايد. همچنين استثناي موجود در آيه شريفه Gإلَّا مَنِ ارْتَضَي مِنْ رَسُولٍF را به گونه‌اي تفسير مي‌فرمايد که به معناي اطلاع و اشراف پيامبر بر علم غيب نخواهد بود، بلکه به اين معناست که خداوند هر گاه بخواهد، چيزي را از خزينه غيب خود خارج ساخته و به اطلاع پيامبر و ائمه: مي‌رساند.

از منظر اين روايت، علم غيب پيامبر به استناد استثناء آيه Gإلَّا مَنِ ارْتَضَي مِنْ رَسُولٍF ثابت نمي‌شود و استثناي موجود در اين آيه تخصيص زننده ادله‌اي که رهيابي امام به علم خاص الهي را نفي مي‌کنند، نيست؛ بلکه به‌عکس، خود اين آيه با آن ادله تخصيص خورده و معناي جمع آن دو اين‌گونه مي‌شود: خداوند علم غيب مي‌داند و کسي را بر غيب خود مشرف نخواهد ساخت، مگر کساني را که رضايت داشته باشد از پيامبران که با امضا و حتمي نمودن امور، علم را از نزد خويش به سمت ايشان خارج کرده در نتيجه ايشان به آن


[٨٢]. همان، ج١، ص٦٣٨، ح٢.