علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٢٦
مجلسي پس از نقل و تبيين جزئيات اين روايت، در نهايت اين حديث را تلقي به قبول کرده و معتقد شده است از آنجايي که دشمنان ميخواستند اين معجزه پنهان بماند، دروغ اسب تاختن بر پيکر مطهر را مطرح ساختهاند. ايشان در ادامه بيان ميکند که شايد به دليل همين دروغ بود که ابنزياد جايزه کمي به آنها داد.[٥٣] همچنين شيخ حر عاملي نيز پس از گزارش روايت، چنين ميگويد:
همچنين گزارشهاي روايت شده که آنها اسب بر پشت و سينه حضرت تازاندند، پس شايد اين کار را بعد از منصرف شدن و رفتن شير انجام دادند.[٥٤]
ساير علما نيز به تضعيف آن پرداختهاند. براي مثال سيد هاشم بحراني پس از گزارش اين روايت آن را از حيث متن و سند تضعيف ميکند و بيان ميکند که اين روايت با ضروريات متعدد تاريخي در تعارض است.[٥٥] شهيد مطهري نيز ضمن ابراز تأسف از ذکر اين گزارش در کتاب کافي، آن را يکي از تحريفات واقعه کربلا به شمار آورده است.[٥٦]
با توجه به مطالب ارائه شده، ابتدا بايد اين نکته مورد توجه قرار گيرد که متن حديث مستند به هيچ کدام از معصومين: نيست و تنها يک گزارش تاريخي است. سپس بايد توجه داشت که غير از اين روايت، هيچ گزارش ديگري از وقايع کربلا، از شخصيت فضه ياد نکرده است. همچنين مشخص نيست که اين فضه آيا همان کنيز حضرت زهرا٣ بود يا اينکه شخصيت ديگري است. البته منابعي که به تاريخ اهلبيت: پرداختهاند، هيچکدام نامي از فضه ديگري نبردهاند. از اينرو حضور اين شخصيت در کربلا در سال ٦١ هجري، بسيار بعيد به نظر ميرسد.
نکته ديگري که بايد مورد توجه قرار گيرد اين است که حضور شير و ممانعت از تازاندن اسب با ديگر نقلهاي تاريخي که معتقدند سپاه دشمن در همان عصر عاشورا، اسبها را بر بدن اجساد مطهر تازاند، ناسازگاري دارد. همچنين پرسش ديگري که مطرح ميشود اين است، آيا شيري که در اين گزارش ذکر شده، همان شيري است که با سفينه برخورد کرده است؟ از سياق کلام، اينگونه برداشت ميشود که اين شير همان شير سفينه است. حال
[٥٣]. مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول:، ج٥، ص٣٦٨-٣٧١.
[٥٤]. إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، ج٤، ص٣٦.
[٥٥]. مدينة معاجز الأئمة الإثني عشر، ج٣، ص٤٦٩-٤٧٠.
[٥٦]. مجموعه آثار استاد شهيد مطهري: حماسه حسيني، ج١٧، ص٥٨٥.