علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٢٢
٢. در تفسير آيه «سوگند به آن ستاره چون فرو افتد»،[٣٩] نقل شده است که در زمان پيامبر٦ ستارهاي از آسمان بر زمين فرو افتاد. از اينرو ايشان فرمود:
به اين ستاره بنگريد، به خانه هر كه درافتد، او جانشين من خواهد بود. همه ديدند كه اين ستاره، به خانه على٧ افتاد و خداوند اين آيه را نازل کرد: سوگند به آن ستاره چون فرو افتد.[٤٠]
اگر امکان فرود يک ستاره به خانه شخصي تلقي به قبول گردد و اين روايت حمل بر معجزه شود، باز هم يک اشکال اساسي به اين گزارش وارد است و آن اينکه سوره نجم مکي است و به نظر ميرسد فضاي روايت نقل شده در مدينه و در زمان سيطره رسول گرامي اسلام٦ بر اوضاع شهر و منطقه بوده باشد؛ ثانياً روايتهاي مشابه ديگري وجود دارد که ابنعباس نقل کرده است که پدرش بسيار علاقهمند بود که ستاره در منزل او فرو افتد[٤١] و از آنجايي که عباس در زمان جنگ بدر در سال دوم هجري به همراه سپاه مشرکان بود،[٤٢] هرچند به اجبار، به نظر نميرسد در مکه امکان داشتن چنين آرزويي براي او وجود داشته است. البته اگر اين فرض مطرح شود که اين آيه دوبار نازل شده و دفعه دوم در مدينه بوده، ممکن است اين روايت نيز با فرض معجزه بودن حکايت نقل شده در آن، تلقي به قبول شود.
٣-٢. جعل حديث
جعل حديث و دروغ بستن بر شخصيتهاي بزرگ، در جامعه مسلمانان سابقهاي ديرينه دارد؛ عدهاي که نفاقشان اجازه شناسايي آنها از سوي عموم مردم را نميداد، حق و باطل را به يکديگر ميآميختند و تمايلهاي نفساني خود را به نام ديگران منتشر ميساختند. اين شيوه ناجوانمردانه در زمان رسول گرامي اسلام٦ نيز وجود داشت و حضرت براي مقابله با آن چنين فرمود:
اي مردم! دروغگويان بر من زياد شدهاند، [بدانيد] هرکس بر من عامدانه دروغي ببندد، براي خود جايگاهي در دوزخ آماده ساخته است.[٤٣]
[٣٩]. نجم، ١.
[٤٠]. كشف اليقين في فضائل أمير المؤمنين٧، ص٤٠٨.
[٤١]. مدينة معاجز الأئمة الإثني عشر، ج٢، ص٤٣٣.
[٤٢]. تاريخ يعقوبي، ج٢،ص٤٦.
[٤٣]. الکافي، ج١، ص٦٢.