علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ١٧
نيست و هرگز نميتواند به طاعت خدا بازگردد.[٢٤]
از اينرو غاليان به سبب اهمال در اداي واجبات، غالباً امکان ترک عادات و تلاش براي انجام آنها را ندارند، بدين سبب اگر هم توبه کنند، باز هم توبه آنها پذيرفته نميشود.
٢. جعل و وضع حديث
فرقههاي انحرافي هيچ مؤيدي براي تأييد مدعاي خويش نمييافتند. از اينرو براي جلب اطمينان پيروان خود از صحت و سلامت عقايدشان، به جعل هر مدرکي که به آنها در رسيدن به مقاصدشان کمک ميکرد، رو ميآوردند. بدينسان آنان به وضع حديث و ترويج آن در جامعه مسلمانان پرداختند. براي رسيدن به اين مقصود شيوههاي متفاوتي را امتحان کردند که به صورت کلي ميتوان در سه شاخه تقسيمبندي نمود؛ دسته اول، دس و تحريف در روايات اصحاب مورد وثوق ائمه:؛ دسته دوم، تفسير غلط و انحرافي از روايات مشهور و مورد اعتمادي که در دسترس همگان بود و دسته سوم، انتشار منابع مستقل در تأييد آموزههاي باطل و جعل مستقيم احاديث و انتساب آنها به معصومين:.
١-٢. دس در روايات
يکي از کارهاي ناشايست غاليان، دست بردن در متون و کتابهاي مورد اعتماد شيعه به منظور تحريف آن روايات و درج باورهاي خود درون اين نگاشتهها بود. غاليان اين کتابها را به منظور استنساخ از راويان شيعي ميگرفتند و اصل کتاب را تا جايي که ميتوانستند تغيير ميدادند. اين تغيير گاهي چنان بود که کتاب را زير و رو ميکرد و به متني کاملاً جديد تغيير ميداد؛ به طوري که برخي از تاريخنويسانِ مصنفاتِ شيعه، بدون توجه به اين مطلب که اصل کتاب واحد است، کتاب متغير را به عنوان يک نگاشته مستقل به صاحب اثر منتسب ميساختند.[٢٥] از آنجا که اين کتابها معمولاً متعلق به معتمدان شيعه بود و راويان جوانتر براي افزايش داشتههاي حديثي خود به آنها مراجعه ميکردند، آنان بدون تميز گذاشتن ميان روايات صحيح و غير آن به حفظ و ضبط آنها ميپرداختند و ناخواسته زمينه انتقال اين روايات تحريف شده به نسلهاي بعد از خود را فراهم ميکردند. براي نمونه، امام رضا٧ پس از مشاهده روايات جعلي که يونس بن
[٢٤]. الأمالي، ص٦٥٠.
[٢٥]. مکتب در فرايند تکامل: نظري بر تطور مباني فکري تشيع در سه قرن نخستين، ص٩٥-٩٧.