علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ١٢٢

بر اساس اين قاعده، اعمال انسان مبتني بر اراده الهي و اختيار موجودات مختار است؛ با اين تفاوت که گاهي اراده الهي به‌صورت تکويني و گاهي تشريعي است.

آيه تطهير نيز بايد طبق اين قاعده تفسير شود؛ يعني خداوند با امتحان‌هايي مي‌داند که اهل‌بيت: با بهره‌گيري از اختيار خود، به آن‌چه تشريع فرموده عمل مي‌کنند. در نتيجه خداوند از آن مانع مي‌شود که پليدي‌هاي ناخواسته به سوي اهل‌بيت: بروند. اين امر كه خداوند به حُسن اختيار كسى در آينده ترتيب اثر دهد و پيش از تحقق آن به او تفضلى نمايد، در قرآن كريم نمونه‌هايى مانند جريان حضرت عيسي و يحيي٨ نيز دارد.

البته اين اراده تکويني در قالب تشريع فقط در اعمال صالح نيست، بلکه حتي در اعمال کافران نيز جاري است. مثلاً در آيه Gفَلاَ تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُمْ إِنَّما يرِيدُ اللّهُ لِيعَذِّبَهُم بِهَا فِي الْحَياه الدُّنْيا وَتَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَهُمْ كَافِرُونَF اموال و فرزندانشان تو را به شگفت نياورد. جز اين نيست كه خدا مي‌خواهد در زندگي دنيا به‌وسيله اينها عذابشان كند و جانشان در حال كفر بيرون رود.

بنابراين، خداوند به صورت قطعي (اراده تکويني) از اذهاب رجس و تطهير اهل‌بيت: البته با اراده و اختيار خودشان (اراده تشريعي) خبر مي‌دهد و اين اراده‌ تشريعي اهل‌بيت را با اراده تکويني خود ضمانت مي‌کند.

گفتار دوم به معناي اذهاب و شبهه وجود رجس در اهل‌بيت: مي‌پردازد. براي پاسخ به اين شبهه، معناي اذهاب به‌صورت دقيق در اين گفتار بررسي مي‌شود. درباره اصل واژه ذهب، اهل لغت آن را به معناي گذشتن، مهاجرت کردن، رفتن و سير کردن مي‌دانند. اما زماني که متعدي به حرف «في» شود به معناي مَضَى و زماني که به وسيله «باء» متعدي شود يا به باب افعال برده شود، به معناي ازاله و محو کردن است. اما وقتي ذهب با «عن» متعدي شود، معناي ترک و زايل شدن چيزي که وجود داشته است را دارد و زماني که اين کلمه افزون بر رفتن به باب افعال، به حرف جر «عن» نيز اضافه شود، به معناي عدم تأثيرگذاري يا مانع‌شدن از اصابت و اتفاق چيزي است.

در قرآن کريم دو آيه (غير از آيه تطهير) وجود دارد که در آن از «اذهاب» و «عن» استفاده‌ شده است؛ آيه اول، در حق اهل بهشت است که مي‌گويند: Gالحَمْدُ لِلهِ الَّذِى أَذْهَبَ عَنَّا الحَزَنَF که معناي آيه چنين است: «حمد مخصوص خداوند است که اندوه را از ما دور کرد»؛ يعني اجازه نداد که اندوه دنيا در بهشت به ما برسد يا به معناي اين است که خداوند