١ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص

علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٥٤ - تحلیل روانشناختی طبقهبندی ارتباطات فردی در احادیثِ انواع دوستان

 

١. اساساً موضوع متفاوتی دارند (برای نمونه، یکی در باره دوست سخن می‌گوید و دیگری در باره برادری؛ که این دو بر اساس نظام معنایی ارائه‌ شده متفاوت‌اند)؛

٢. یا این اختلاف ناشی از اختلاف موضوع نبوده و بلکه هر یک به جنبه‌ای از ویژگی‌های موضوعی واحد می‌پردازند، و همان ویژگی محور تقسیم‌بندی را شکل می‌دهد. در نتیجه، با یکدیگر ناسازگار نیستند.

در ادامه، الگوی هرمی ارتباطات از منظر حدیث ارائه می‌گردد و دست آخر بحث با تحلیل روانشناختی این احادیث به پایان می‌رسد. این احادیث عبارت‌اند از:

١. الإمام علیّ _ علیه‌ السلام _ : أصدِقاؤُکَ ثَلاثَةٌ، و أعداؤُکَ ثَلاثَةٌ؛ فَأَصدِقاؤُکَ: صَدیقُکَ، و صَدیقُ صَدیقِکَ، و عَدُوُّ عَدُوِّکَ. و أعداؤُکَ عَدُوُّکَ، و عَدُوُّ صَدیقِکَ، و صَدیقُ عَدُوِّکَ.[١]

٢. قالَ [الإِمامُ الحُسَینُ‌] _ علیه‌ السلام _ : الإِخوانُ أربَعَةٌ: فَأَخٌ لَکَ و لَهُ، و أخٌ لَکَ، و أخٌ عَلَیکَ، و أخٌ لا لَکَ و لا لَهُ. فَسُئِلَ عَن مَعنی ذلِکَ فَقالَ _ علیه‌ السلام _ : الأَخُ الَّذی هُوَ لَکَ و لَهُ: فَهُوَ الأَخُ الَّذی یَطلُبُ بِإِخائِهِ بَقاءَ الإِخاءِ، و لا یَطلُبُ بِإِخائِهِ مَوتَ الإِخاءِ، فَهذا لَکَ و لَهُ؛ لِأَنَّهُ إذا تَمَّ الإِخاءُ طابَت حَیاتُهُما جَمیعا، و إذا دَخَلَ الإِخاءُ فی حالِ التَّناقُضِ بَطَلَ جَمیعا. وَ الأَخُ الَّذی هُوَ لَکَ: فَهُوَ الأَخُ الَّذی قَد خَرَجَ بِنَفسِهِ عَن حالِ الطَّمَعِ إلی حالِ الرَّغبَةِ، فَلَم یَطمَع فِی الدُّنیا إذا رَغِبَ فِی الإِخاءِ، فَهذا موفِرٌ عَلَیکَ بِکُلِّیَّتِهِ. وَ الأَخُ الَّذی هُوَ عَلَیکَ: فَهُوَ الأَخُ الَّذی یَتَرَبَّصُ بِکَ الدَّوائِرَ، و یُغشِی السَّرائِرَ، و یَکذِبُ عَلَیکَ بَینَ العَشائِرِ، و یَنظُرُ فی وَجهِکَ نَظَرَ الحاسِدِ، فَعَلَیهِ لَعنَةُ الواحِدِ. وَ الأَخُ الَّذی لا لَکَ و لا لَهُ: فَهُوَ الَّذی قَد مَلَأَهُ اللّهُ حُمقاً فَأَبعَدَهُ سُحقاً، فَتَراهُ یُؤثِرُ نَفسَهُ عَلَیکَ، و یَطلُبُ شُحّاً ما لَدَیکَ.[٢]


[١]. امام علی _ علیه ‌السلام _ : دوستانت سه گونه‌اند و دشمنانت [نیز] سه گونه. امّا دوستانت‌ [عبارت‌اند از]: دوستت، دوستِ دوستت و دشمنِ دشمنت. دشمنانت [نیز عبارت‌اند از]: دشمنت، دشمنِ دوستت و دوستِ دشمنت.

[٢]. [امام حسین _ علیه ‌السلام _‌] فرمود: «برادران، چهار گونه‌اند: برادری كه [دوستی‌اش‌] به سود تو و اوست؛ و برادری كه به سود توست؛ و برادری كه به زیان توست؛ و برادری كه نه به سود توست و نه به سود خودش».

معنای این سخن را از ایشان پرسیدند. حضرت فرمود: «برادری كه به سود تو و خودش است، آن برادری است كه با برادری خود، خواستار ماندگاری برادری است و مقصودش از برادری خود، میراندن برادری نیست. این كس به سود تو و به سود خودش می‌كوشد؛ زیرا اگر برادری كامل شود، زندگی هر دو شیرین می‌گردد و اگر برادری كاستی گیرد، [خوشی هر دو] تباه می‌گردد.

امّا برادری كه به سود توست، آن برادری است كه خود را از حالت طمع به حالت رغبت در آورده است و چون به برادری راغب است، در [امور] دنیا طمع نمی‌ورزد. پس با همه وجودش به تو سود می‌رساند. امّا برادری كه به زیان توست، آن برادری است كه چشم‌انتظارِ گرفتاری‌های توست و با تو یكدل نیست و میان مردم بر ضدّت دروغ می‌بافد و حسودانه به چهره‌ات می‌نگرد. پس لعنت [خدای‌] یگانه بر او باد! امّا برادری كه نه به سود توست و نه به سود خودش، همان است كه خداوند او را سرشار از حماقت كرده و از رحمت خویش دور ساخته است. پس او را می‌بینی كه خودش را بر تو مقدّم می‌دارد و آنچه را داری، آزمندانه برای خود می‌خواهد».