علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٤٤ - سیر تاریخی حدیث در خوزستان و نقش محدثان آن در گسترش حدیث
این دوره با ورود عبدالله بن حسین شوشتری (م١٠٢١ق) به اصفهان شروع میشود. او از طرف شاه عباس اول، امام جمعه و جماعت اصفهان میگردد. او را شیخ طایفۀ امامیه در عصر خود خواندهاند که تمام عمرش را صرف فقه و حدیث نمود. بیشتر محدّثان و علمای برجستۀ بعدی به نوعی از او تأثیر پذیرفتهاند. مصطفی تفریشی بیشتر مطالب کتاب رجالش را مدیون او میداند. محدّثان معروفی چون محمد تقی مجلسی و عنایة الله قهپایی در محضر او علم آموختند.[١] عبداللطیف جامعی (م١٠٥٠ق)، خلف بن عبدالمطلب (م١٠٧٤ق) و سید نعمت الله جزایری (م١١١٢ق) از مهمترین محدّثان این دورهاند که به ترتیب، گرایش آنان به اخباریگری افزایش مییابد.
در حوزۀ حدیث، شرح و حاشیه بر کتب اربعه از مهمترین فعالیتهای این دوره است. نزهة الإخوان سید نعمت الله جزایری و حاشیۀ عوض بن حیدر شوشتری (م١١١٣ق) بر روضةالکافی، حاشیۀ عبدالله بن حسین شوشتری (م١٠٢١ق)، شرح عبداللطیف جامعی (م١٠٥٠ق)، حاشیۀ علاء الدوله شوشتری (م١٠٨٠ق)، مقصود الأنام و خلاصۀ آن به نام غایة المرام و مختصر آن با نام کنز الطالب، نوشتۀ سید نعمت الله جزایری (م١١١٢ق) در شرح تهذیب الأحکام، حاشیۀ عبدالله بن حسین شوشتری (م١٠٢١ق) بر الاستبصار، جامع الأخبار فی ایضاح الأستبصار عبداللطیف جامعی و شرح الاستبصار عبدالرشید شوشتری (م١٠٧٨ق)، از جملۀ این شروح و حواشی به شمار میروند. عبداللطیف در شرح الاستبصار خود تقسیمهای چهار گانۀ حدیث را به صحیح، حسن، موثق و ضعیف قبول ندارد و معتقد است که محدّثان متأخر با این تعریف تعداد زیادی از احادیث را کنار گذاشتهاند.[٢] سید نعمت الله جزایری کتب حدیثی دیگری را نیز شرح کرده که انس الوحید (شرح توحید صدوق)، لوامع الأنوار (شرح عیوان أخبار صدوق)، قاطع اللجاج (شرح الأحتجاج طبرسی) و شرح صحیفۀ سجادیه از جملۀ این شروح هستند.
سید نعمت الله جزایری (م١١١٢ق) بزرگترین محدّث خوزستان و یکی از بزرگترین عالمان حدیث و فقه شیعه به شمار میرود که با نوشتن بیش از پنجاه کتاب فقهی حدیثی و دیگر کتب دینی و ادبی خدمات ارزندهای برای جهان تشیع انجام داده است. او شاگرد برجستۀ علامۀ مجلسی (م١١١٠ق) بود و در نوشتن بحار الأنوار و مرآة العقول او را یاری کرده است. سید نعمت الله شیخ الأسلام شوشتر بوده و در آنجا سی مدرسه و کتابخانهای
[١]. امل الآمل، ج٢، ص١٥٩؛ اعیان الشیعه، ج٨، ص٤٨.
[٢]. تکملة امل الآمل، ص٢٧٢.