١ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص

علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٤٢ - معیار فعل اخلاقی در کتاب ایمان و کفر الکافی

ناروا شمردن ملامت دیگران، به دلیل ظرفیت‌ها و خلقت‌های متفاوت انسان‌ها است. البته طبیعی است که در نگاه ابتدایی، این مطلب به‌درستی فهمیده نشود و با این تصور که به نسبیت در اخلاق یا حقیقت دامن می‌زند و ارتکاب معاصی و بی‌قیدی را ترویج می‌کند، مطلبی عجیب و نادرست به نظر برسد. گویا فردی به نام شهاب _ که راوی این حدیث است _ نیز از چنین سخنی تعجب کرده است؛ چرا که می‌گوید: من از امام _ علیه السلام _ پرسیدم: خداوند سامانتان بخشد! چگونه این چنین است؟ آن حضرت در پاسخ، به آفرینش اجزای فراوان و توزیع پراکنده بخش‌های متفاوت آن در میان مردم، اشاره فرمودند و به صراحت اعلام کردند که هر یک از افراد بشر، بهره‌ای متفاوت از این اجزا برده است و از کسی نمی‌توان توقع داشت که همچون دیگری رفتار کند.[١]

بر این اساس، مشخص شد که پیشوایان معصوم _ علیهم السلام _ ، نه تنها تفاوت‌های میان افراد را تا جزئی‌ترین درجات به رسمیت می‌شناسند، بلکه اندکی اختلاف در نگاه و داشته‌های روحی را دلیلی کافی برای توجیه رفتارهای متفاوت و نادرست بودن سرزنش دیگران می‌دانند.

البته این مطلب هرگز به معنای نسبی بودن حقیقت نیست؛ زیرا روح تعالیم دین و دعوت مستمر انبیای الهی به سوی صراط مستقیم و راه انحصاری عبودیت خداوند، با نسبیت در حقیقت سازگاری ندارد. در همین سخنان نیز هیچ نکته‌ای در باره حقایق متعدد مطرح نشده و هر چه هست، در زمینه تفاوت انسان‌ها و زوایای نگاه آنها به همان حقیقت واحد است. این سخن، کاملاً منطقی و مورد تأیید عقلاست که وقتی کسی با همه وجود، رفتاری را درست و انسانی می‌داند، پایبندی او به دریافت وجدان و اقتضای فهمش، کاری پسندیده و ارزشمند است. این فرد اگر در مسیر تشخیص موضوع، کوتاهی نکرده و همه توان خود را به‌کار گرفته باشد، حتی اگر آنچه او درست و انسانی پنداشته، در واقع، کاری ناروا نیز به‌شمار آید، هیچ کس به خود حق نمی‌دهد او را به خاطر رفتارش سرزنش کند.

نادرست بودن ملامت دیگران، با اصول و مفاهیمی چون تبلیغ، امر به معروف و نهی از منکر نیز منافات ندارد؛ زیرا همه این عناوین، نوعی تلاش دلسوزانه و محبت‌آمیز برای آشنا ساختن دیگران نسبت به حقایقی بیشتر، یا تذکر و یادآوری مطالبی است که می‌دانند و


[١]. همان، ص١١٤.