علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١١٢ - راهکارهای علامه حلی در برخورد با تعارض آرای رجالی در خلاصةالاقوال
ضعیف دانسته،[١] اما از آنجا که بر وثاقت او تصریح شده،[٢] علامه وی را در قسم نخست روات جای داده و مینویسد:
قول ابن غضایری جرح بر خود راوی و طعن بر عدالت وی نیست.[٣]
همچنین، ضعف مرویعنهها و وجود اغلاط در رجال محمد بن عمر بن عبد العزیز کشی، توان مقابله با توثیق او را نداشته[٤] و علامه (ره) او را در قسم نخست روات جای میدهد.[٥]
نیز وثاقت حسین بن قاسم بن محمد بن ایوب بن شمون در مقابل ضعف راویانش قرار گرفته، اما علامه او را در قسم نخست روات جای داده و از قول ابن غضایری میگوید:
او را تضعیف کردهاند، در حالی که او در نزد من موثق است و لیکن بحث در مورد افرادی است که از او نقل روایت نمودهاند.[٦]
شاهد دیگر گفتار ما در ترجمۀ جابر بن یزید دیده میشود که وثاقت او با ضعف راویان از او و روایاتش همراه شده، اما در قسم اول روات جای گرفته است؛ گر چه علامه روایاتی را که عدهای از ضعفا و غالیان نقل کردهاند، رد کرده و بر روایاتش توسط دیگر راویان توقف نموده است.[٧]
موارد مشابه دیگر در ترجمۀ علی بن حاتم[٨] و محمد بن جعفر بن محمد بن عون اسدی[٩] دیده میشود.
_ جمع حوزه وثاقت راوی با نقل روایات ضعیف توسط وی: در نظر علامه حلی (ره) اگر راوی فی نفسه موثق باشد، اما بعضی از روایات او منکر و غیر قابل اعتماد باشد (نه تمامی روایاتش)، به وثاقت او لطمه وارد نمیشود؛ چرا که چه بسا راوی از فرد غیر قابل اعتمادی، روایت ضعیف را اخذ نموده و سپس نقل کرده باشد و یا روایات موضوع را بر وی بسته
[١]. رجال ابن غضایری، ص٣٩.
[٢]. رجال النجاشی، ص١٠٣.
[٣]. خلاصة الاقوال، ص٦٠.
[٤]. رجال النجاشی، ص٣٧٢.
[٥]. همان، ص٢٤٧.
[٦]. همان، ص١١٩.
[٧]. همان، ص٩٤-٩٥.
[٨]. همان، ص١٧٩-١٨٠.
[٩]. همان، ص٢٦٥.