علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٢ - نگاهی به حدیث «المجالس بالامانة»
افشا نکن».[١] مضمون همین روایت را احمد بن حنبل از عبد الملک بن جابر بن عتیک نقل کرده که از جابر بن عبد الله روایت کرده که او از رسول خدا _ صلی الله علیه و آله _ شنیده که ایشان فرموده است:
إذا حدث الانسان حدیثا والمحدّث یلتفت حوله فهو أمانة؛[٢]
وقتی کسی حرفی میزند و به این سو و آن سو نگاه میکند، حرفش
امانت است.
این تعبیرها، شاخص به دست میدهند، و میتوان با آنها حکم مجلسی را که در آن حرفی زده میشود و تصریح به عدم بازگویی نمیشود، و به قیاس اولویت، مجلسی که تصریح به عدم ذکر میشود،[٣] مشخص کرد.
در روایت دیگری قید «صاحبه ما یکره» آمده که نشان میدهد که آن مجلسی امانت بهشمار میرود که حاضر در آن، از بازگویی خبرش ناراضی باشد. با این وصف، باید شنوندۀ سخن و بینندۀ عملی در یک مجلس، برای افشای آن، نظر صاحب آنها را جویا شود و موافقت او را به دست بیاورد: «إنّما یجالس المتجالسون بأمانة الله، فلا یحلّ لأحدهما أن یفشی عن صاحبه ما یکره».[٤] میتوان به این، خبری را افزود که در آن شخص تصریح میکند که خبر و وضعیتش سرّی است و نباید فاش شود.
از مجموع روایتها و قیدهای آنها، به دست میآید که آن مجلسی امانت است که قراینی بر راز و امانت بودن آن وجود دارد. آن دست از جلسههایی که حرفهایی در بارۀ عرض و آبروی مسلمانی زده میشود و یا اخباری رد و بدل میگردد که بازگوییاش به حوزۀ خصوصی افرادی لطمه میزند و یا به حوزۀ عمومی خسارت وارد میآورد، مجلس امانت هستند و باید مکتوم بمانند. ناگفته نماند که ملاک امانت بودن مجلس، شامل آن دست از حرفهایی میشود که در خارج یک مجلس میان دو نفر مطرح میشود؛ چنانکه برخی
[١]. ر.ک: الفتوحات المکیة، ج٤، ص٤٧٧.
[٢]. مسند احمد، ج٣، ص٣٢٥.
[٣]. مانند این خبر: ألا و من الأمانة _ أو قال إلا و من الخیانة _ أن یحدث الرجل أخاه بالحدیث فیقول اكتمه فیفشیه (الدرالمنثور، ج٥، ص٢٢٦؛ کشف الخفاء، ج٢، ص١٩٨).
[٤]. المصنّف، ج١١، ص٢٢. گفتنی است که جمع «المجالس» در منابع دیگری هم آمده است. ر.ک: التوحید، ص٢٥٣؛ عیون اخبار الرضا، ج١، ص٨٠؛ نهایة الأرب، ج٢٢، ص٢٢٥. در بخشی از این منابع، حدیث به رسول خدا نسبت داده نشده است. این خبر را بیهقی با این عبارت روایت کرده است: قال رسول الله صلی الله علیه وسلم: إنما یتجالس المتجالسان بالأمانة، فلا یحل لأحدهما أن یفشی علی صاحبه ما یكره. شعب الایمان، ج٧، ص٥٢٠.