علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٠٩ - راهکارهای علامه حلی در برخورد با تعارض آرای رجالی در خلاصةالاقوال
مقبول میداند.[١]
همچنین گفته شده است که در برخورد با تعارضات رجالی، در گام نخست مینگریم که آیا تعارض حقیقی و یا وهم است. گام دوم ترجیح است. از جملۀ قراین ترجیح یکی از اقوال بر دیگری، کثرت یکی از اقوال، جلالت و زیادت علم یکی از رجالیان بر دیگری، انصاف یکی از آنان در مقابل تعصب دیگری، معاصر بودن یکی از آنان با راوی و قوت عبارات یکی از اقوال (مانند: اوثق الناس) در مقابل ضعف قول دیگر(همانند: فیه ضعف یا لین). گام سوم، هر گاه هیچ یک از راهکارهای قبلی قابل اجرا نباشد، توقف است.[٢]
تعارضات آرای رجالیان در خلاصة الاقوال
تفرشی در نقد الرجال مینویسد:
در بسیاری از موارد دیده میشود که علامه به محض توثیق نجاشی، به وثاقت راوی حکم مینماید، هرچند که او از سوی ابن غضایری یا دیگران تضعیف شده باشد؛ اما در ترجمۀ حذیفة بن منصور مینویسد: «من به دلیل تضعیف ابن غضایری، با وجود آن که نجاشی او را توثیق و کشی او را مدح نموده، بر روایات او توقف مینمایم».[٣]
بنا بر این، ایشان معتقدست که علامه در جرح و تعدیل روات و برخورد با تعارضات شیوۀ یکسانی را نپیموده است و در روش وی تعارضاتی به چشم میخورد.
اما آیا شیوۀ برخورد علامه حلی (ره) با این گونه تعارضات از هیچ قاعدهای پیروی نمینماید؟ در بررسی احوال رواتی که در ترجمۀ آنان اقوال متعارضی از سوی متقدمان به ما رسیده است، روش برخورد علامه را با تعارضات رجالی در خلاصة الاقوال در موارد ذیل خلاصه نمودهایم:
١. برخورد علامه با تعارضات ظاهری
گاه مدح و ذم ارائه شده از سوی متقدمان در ترجمۀ راوی، در فرد واحد قابل جمع است و در واقع، تعارض آرای رجالی ظاهری است، نه واقعی؛ چرا که هر یک از مدایح و مذمتهای راوی به توصیف یکی از جنبههای شخصیت راوی پرداختهاند.
[١]. معالم الدین، ص٢٠٦ - ٢٠٧.
[٢]. خلاصة التأصیل لعلم الجرح و التعدیل، ص٢٥ - ٣٣.
[٣]. نقد الرجال، ج١، ص٤٠٧.