علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١١٤ - راهکارهای علامه حلی در برخورد با تعارض آرای رجالی در خلاصةالاقوال
موارد را نیز از جمله تعارضات قابل جمع دانسته[١] و آن دسته از روایاتی که راوی در دوران سلامتش نقل کرده، پذیرفته و سایر روایات او را مردود دانستهاند.[٢] علامه در این گونه موارد، حال اخیر راوی را ملاک قرار میدهد؛ چنان که اگر راوی ابتدا بر ضلالت بوده و سپس به حق بازگشته باشد، او را در میان روات معتمد قرار داده، ولی اگر راوی ابتدا
بر صراط حق بوده و سپس به گمراهی در افتاده باشد، او را در میان روات غیر معتمد
جای میدهد.
از جمله روات غیر امامی که به حق بازگشته و امامی شده و در گروه اول روات جای دارند، محمد بن مسعود بن محمد بن عیاش است که نجاشی در ترجمۀ وی، ضمن بیان توثیقش مینویسد:
او ابتدا عامی بود، سپس مستبصر شد و به مذهب ما بازگشت.[٣]
علامه بر وی اعتماد نموده است.[٤]
نمونههای مشابه را میتوان در ترجمۀ روات ذیل جست و جو نمود:
احمد بن داود بن سعید فزاری[٥] _ که از مذهب عامه به حق بازگشت _ ، محمد بن عبد الرحمان بن قبة،[٦] علی بن محمد بن عباس بن فسانجس،[٧] محمد بن عبد الملک بن محمد تبان،[٨] محمد بن عبد الله بن مملک اصبهانی[٩] _ که از اعتزال بازگشتند _ و حبیب سجستانی[١٠] _ که از مذهب شاریان بازگشت.[١١] نیز محمد بن احمد بن ابراهیم بن سلیمان،[١٢] عبد الله بن نجاشی[١٣] و ابو بجیر[١٤] که از مذهب زیدیه بازگشتند. همچنین
[١]. ضوابط الجرح و التعدیل، ص٤٦.
[٢]. نهایة الدرایه، ص٤٣٩.
[٣]. رجال النجاشی، ص٣٥٠.
[٤]. همان، ص٢٤٦.
[٥]. همان، ص٦٧.
[٦]. همان، ص٢٤٣.
[٧]. همان، ص١٨٨.
[٨]. همان، ص٢٧٠.
[٩]. همان، ص٢٦٦.
[١٠]. همان، ص١٣٢.
[١١]. شهید ثانی مینویسد: «نسبته إلی الشراة، و هم الخوارج، سمّوا بذلك؛ لأنّهم قالوا: نحن شرینا أنفسنا لله، أی بِعناها» (حاشیه خلاصه، ص٩٦٠).
[١٢]. خلاصة الاقوال، ص٢٦٥.
[١٣]. همان، ص١٩٧ - ١٩٨.
[١٤]. همان.