علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٣٣ - سیر تاریخی حدیث در خوزستان و نقش محدثان آن در گسترش حدیث
امیرالمؤمنین _ علیه السلام _ که کوفه مرکز خلافت و تشیع گردید، تشیع در خوزستان و دیگر نقاط ایران رو به فزونی نهاد. نزدیکی خوزستان به کوفه نسبت به دیگر بلاد اسلامی و ارتباط داشتن محدثان و بزرگان خوزستان با ائمه _ علیهم السلام _ به گسترش روز افزون تشیع در خوزستان منجر شد.
در دورۀ بنی امیه فشار بر شیعیان و موالی (مسلمانان غیر عرب) افزایش یافته و بنی امیه بصره و خوزستان را مرکز مهمی برای خود در مقابل کوفه قرار دادند. طبیعی است که شیعیان در این ایام آزادی نداشته و در تقیه میزیستند. با ظهور بنی عباس و رو به زوال نهادن حکومت اموی، شیعیان آزادی بیشتری یافتند. برخی از شاگردان امام باقر و امام صادق _ علیهما السلام _ از خوزستان برخواسته، در استحکام و گسترش مذهب شیعه نقشی چشمگیر داشتند.
در این ایّام شاهد ارتباط حضوری یا مکاتبه اهالی خوزستان با امامان _ علیهم السّلام _ هستیم. نامه عبد الله نجاشی، حاکم اهواز به امام صادق _ علیه السلام _[١]و نیز نامه آن حضرت به وی[٢] و نامۀ مردم اهواز به امام هادی _ علیه السلام _ در باره جبر و اختیار و پاسخ امام _ علیه السلام _[٣] نمونهای از این ارتباطات است.
در این دوره بسیاری از مردم خوزستان مذهب شیعه داشتند تا جایی که مستشرق آدم متز، بجز خوزستان و قم، تمام ایران را سنی مذهب میداند. وی نصف مردم خوزستان را شیعه دانسته است؛[٤] گر چه شیعیان خاص بیشتر در اهواز ساکن بودند. در قرون اولیه، مردم خوزستان علاوه بر تشیع، پیرو مذهب کلامی معتزله بودند و معتزله در برخی عقاید با شیعه مشترک بوده و در برخی مسائل جانب شیعه بودهاند.[٥]
مَقدسی (ق ٤) در احسن التقاسیم نصف اهواز آن عصر را شیعه و بقیۀ آن را به ترتیب فراوانی حنفی و مالکی میداند. در شوش، علاوه بر حنبلیها عدهای حُبّی[٦] مذهب
[١]. وسائل الشیعة، ج١٧، ص٢٠٧، به نقل از الغیبة، شهید ثانی.
[٢]. الکافی، ج٢، ص١٩٠ - ١٩١؛ الإختصاص، ص٢٦٠.
[٣]. الإحتجاج، ج٢، ص٤٥٠؛ بحار الأنوار، ج٥، ص٩٥؛ مستدرک الوسائل، ج٧، ص٢٥٤؛ فهرستگان نسخههای خطی، ج٤، ص٨٧.
[٤]. هویة التشیع، ص٨٦.
[٥]. اعیان الشیعه، ج١، ص٢٠٢.
[٦]. حبّی گروهی از عرفا بودهاند كه بنا بر اصول گنوسیزم هند و ایرانی «كردار نیك» را منحصر به حق الناس میدانسته، عبادتهای اندامی را منافی «تنزیه خدا» میشمرده، رقص و سماع و محبت و دوستی خدا را بهتر از هر عبادت اندامی میدانستند (پاورقی کتاب، احسن التقاسیم فی معرفة الأقالیم، ج٢، ص٦٠٤).