١ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص

علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٤ - معیار فعل اخلاقی در کتاب ایمان و کفر الکافی

رفتارهایی اخلاقی را سراغ گرفت که مصداقی از این اصول کلی نیست.[١] ضمن این که وقتی پرسش از درستی یا نادرستی همین اصول کلی، پرسشی نابجا به ‌شمار نمی‌رود، چگونه می‌توان آنها را ملاکی همیشگی و ذاتی برای هر نوع فعل اخلاقی دانست؟

بیان منشأ و علت گرایش‌های اخلاقی نیز نمی‌تواند پاسخ دقیقی به پرسش از ملاک درستی و نادرستی رفتارهای اخلاقی باشد. مطالبی که در آثار بزرگان و محققان این عرصه در باره فطری بودن گرایش‌های اخلاقی و وجود جنبه‌های متعالی و منِ علوی در انسان بیان شده است، در عین ارزشمند، مفید و راهگشا بودن، تنها به این پرسش پاسخ می‌دهد که عامل میل به ارزش‌های اخلاقی چیست؛ اما برای رسیدن به پاسخ این پرسش که چگونه می‌توان اخلاقی بودن یک رفتار را تشخیص داد، فایده چندانی ندارد؛ چرا که ثمره اصلی این نزاع‌ها در جایی روشن می‌شود که بخواهیم اخلاقی بودن رفتاری را مشخص کنیم که نمی‌دانیم برخاسته از فطرت و جنبه‌های متعالی انسان است یا به اقتضای منِ حیوانی و جنبه‌های پست وجود آدمی از او سر می‌زند. اگر نه، در جایی که مشخص است رفتاری از جنبه‌های غریزی و طبیعی انسان سرچشمه نگرفته و به امیال انسانی او مربوط است، حتی کسانی که وجود فطرت یا وجدان ثابت را نمی‌پذیرند نیز در اخلاقی بودن آن رفتار تردیدی ندارند.

غایت و هدف اخلاق نیز با ملاک و معیار حقانیت آن متفاوت است. این که رفتارهای اخلاقی موجب کمال نفس و دست‌یابی به فضیلت‌هایی چون دانش، حکمت، عدالت و حتی سعادت دنیوی یا اخروی می‌شود، در عین صحیح بودن، ملاک و معیاری برای تشخیص اخلاقی یا غیر اخلاقی بودن یک رفتار نیست؛ زیرا هر کس بسته به تعریفی که از کمال و سعادت ارائه می‌دهد، رفتارهایی را که در آن جهت باشد، رفتارهایی درست و اخلاقی می‌داند و گمان نمی‌رود هیچ عاقلی با این اصل کلی مخالفت کند.

البته ممکن است گفته شود منشأ همه نزاع‌ها و اختلافات در زمینه معیار اخلاقی بودن رفتار، تعریف‌های متفاوتی است که از سعادت ارائه می‌شود. بنا بر این، محل اصلی نزاع همین‌جاست. اما اندکی تأمل، نادرستی این ادعا و پاسخ آن را روشن می‌سازد؛ زیرا این سخن به معنای پاک کردن صورت مسأله و حواله دادن آن به مباحث اعتقادی


[١]. به عنوان مثال، دانش یا لذت‌های معنوی در شرایطی که تزاحمی با موضوعی دیگر نداشته باشد، اعتدال و میانه‌روی در آنها مفهومی ندارد و ارزش محسوب نمی‌شود. یا ویژگی‌هایی مانند شجاعت و صبر، با آن که مصداقی از غیردوستی نیستند، با این حال، ارزش اخلاقی به‌ شمار می‌روند.