علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٤ - نگاهی به حدیث «المجالس بالامانة»
بزرگی دارد.[١]
قید یاد شده، یعنی منکرهای مجالس، و نه رازهای دیگر آن، گویی _ همان طور که مناوی از قاضی نقل کرده _ از سه منکَر یک مجلس که میتوان آنها را افشا کرد، برداشت شده باشد. شاید چنین برداشتی ناظر به اشاعۀ فحشای مربوط به مؤمنان باشد که در سورۀ نور[٢] از آن سخن به میان آمده است.
ج. سخنچینی. بیهقی (م٤٥٨ق) احادیث امانت بودن مجالس را در باب پذیرفته نشدن حرف کسانی که حرفهای گزنده در بارۀ دیگران میزنند و نیز کسانی که سخنچینی و غیبت میکنند، آورده است،[٣] که نشان میدهد نقل حرف مجالس را سخنچینی دانسته است. این حرف را عسکری (٢٩٣ - ٣٨٢) هم گفته است. وی بر آن است که در صورتی که کسانی با هم بنشینند و با هم درِ صحبت باز کنند و به هم اطمینان کرده و حرفهایی را در میان بگذارند که ای بسا خوش ندارند جایی زده شود، آن حرفها امانت بوده و هر کس آنها را فاش کند، سخنچنین است.[٤] این برداشت، گویی مستند به روایت عطا، یعنی روایت نهم است که در آنها از انتقال حرف دیگری از مجلسی به جایی دیگر نهی شده است. البته این، دلیل محکمی بر تضییق دایرۀ مجلس و امانت آن نیست.
د. غیبت. آیة الله خویی (١٢٧٨ - ١٣٧١ش) با تصریح به ضعف سند روایت حاوی وصایای پیامبر به ابوذر، از آن در حرمت غیبت استفاده کرده است.[٥] گویی نقل حرفهای مجالس، غیبت دانسته شده است. این برداشت، هر چند بر اساس اینکه پشت سر دیگران حرف زدن، مطابق تعریف غیبت، غیبت به شمار میرود، اما نقل حرف دیگران، امری فراتر از غیبت کردن است. به دیگر سخن، افشای راز است و نه سخن معمولی. به دیگر روی، دلیل اعم از ادعاست.
هـ. سخن که امانت باشد؛ و نه هر سخنی. میبدی (زنده در حدود ٥٥٠ق) آن را «به
[١]. فیض القدیر، ج٦، ص٣٤٠.
[٢]. إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ اللهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون (سوره نور، آیه١٩).
[٣]. السنن، ج١٠، ص٢٤٧.
[٤]. مناوی به نقل از عسکری در فیض القدیر، ج٦، ص٣٤٠.
[٥]. مصباح الفقاهة، ج١، ص٥٠٢: «و یدلّ علی كون الغیبة من الخیانة، قول النبی _ صلی الله علیه و آله _ فی وصیته لأبی ذر: یا أباذر! المجالس بالأمانة و افشاء سرّ أخیك خیانة؛ فاجتنب ذلك»؛ نیز همان، ج ٣٥، ص٤٩٦.