علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٢٥ - راهکارهای علامه حلی در برخورد با تعارض آرای رجالی در خلاصةالاقوال
است؛[١] اگر چه که در شرح حال عمرو بن ابی المقدام احتمال تعدد اینها را داده و توثیق را مربوط به عمرو دانسته و تضعیف را به عمر.[٢] نیز در ترجمۀ محمد بن مصادف آمده است:
ابن غضایری در یکی از کتبش او را توثیق و در کتاب دیگرش تضعیف
نموده است.[٣]
البته اگر اقوال یک رجالی در حال راوی متعارض باشد، اما دلیل دیگری بر اعتماد یا عدم اعتماد بر راوی موجود باشد، اقوال متعارض رجالی ساقط شده و به دلیل دیگر رجوع میشود؛ به عنوان نمونه، شیخ در یک جا علی بن محمد بن شیره قاشانی را تضعیف[٤] و در جای دیگر توثیق نموده است،[٥] اما نجاشی در باره وی میگوید:
فقیه و فاضلی بود که زیاد روایت نقل میکرد، اما احمد بن محمد بن عیسی بر او خشم گرفت و متذکر شد که او روایات را از مذاهب ناپسندی شنیده است؛ در حالی که در کتبش چیزی که دلالت بر این امر داشته باشد، وجود ندارد.[٦]
علامه وی را در قسم نخست روات جای داده[٧] و گویا توثیق و تضعیف نقل شده توسط شیخ را ساقط نموده و سخن نجاشی را ملاک قضاوت قرار گرفته است؛ گر چه در این مورد قراین دیگری نیز از جمله ترجیح قول نجاشی و کثرت یکی از اقوال علامه را مدد نموده است.
همچنین در ترجمۀ ابراهیم بن اسحاق، ابو اسحاق احمری نهاوندی توثیق[٨] و تضعیف[٩] وی توسط شیخ ساقط شده است و مدح او توسط برقی[١٠] در مقابل تضعیف نجاشی[١١] قرار میگیرد و به جهت رجحان نظر نجاشی، راوی در قسم دوم روات جای
[١]. خلاصة الاقوال، ص٣٧٧.
[٢]. همان، ص٢١٢.
[٣]. همان، ص٤٠٤.
[٤]. رجال الطوسی، ص٣٨٨.
[٥]. همان.
[٦]. رجال النجاشی، ص٢٥٥.
[٧]. خلاصة الاقوال، ص٢٣٢.
[٨]. رجال الطوسی، ص٣٨٣.
[٩]. الفهرست، ص١٦؛ رجال الطوسی، ص٤١٤.
[١٠]. رجال البرقی، ص٥٨.
[١١]. رجال النجاشی، ص١٩.