١ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص

علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١١ - نگاهی به حدیث «المجالس بالامانة»

در این باره گفته است:

أی أنّ المجالس الحسنة إنّما هی المصحوبة بالأمانة؛ أی کتمان ما یقع فیها من التفاوض فی الأسرار، فلا یحلّ لأحد من أهل المجلس أن یفشی علی صاحبه ما یکره إفشاؤه؛[١]

یعنی مجلس‌های خوب که امانت‌ بوده و اسراری در آن رد و بدل می‌شوند، بر کسی از اهل آن مجلس روا نیست که سرّ دیگری که فاش شدن آن را خوش نمی‌دارد، بر ملا نماید.

اما مناوی مشخص نکرده که چرا جمع محلای به الف لام «المجالس» را _ که عام است _ مقید کرده و از عموم آن دست برداشته است. گویی وی هر مجلسی را قابل احترام و مشمول حکم حدیث نمی‌داند و بر اساس این‌که ممکن است مجلسی بدون هیچ قاعده و حسابی تشکیل شود و گفتن هیچ سخنی در آن محذور و منعی نداشته باشد، چنین نظری را ارائه کرده است؛ اما واقعیت، این است که چنان قیدی نمی‌تواند ناظر به مجلس خوب باشد. به علاوه، مجلس خوب هم مشخص نیست که چیست.

روشن است که مجلس‌ها گونه‌های فراوانی دارند و هر کسی در زندگی خود در جلسه‌ها و مجلس‌های متفاوتی حضور می‌یابد؛ از جلسۀ درس و بحث و خانوادگی گرفته تا وعظ و تجمع، و جلسه‌های کاری معمولی و سرّی. در این میان کدامین جلسه مشمول حکم این احادیث است؟ بدیهی است که منظور حدیث، همۀ این نشست‌ها و مجلس‌ها نیست. آن دست از جلسه‌ها و مجلس‌هایی که ماهیت سرّی و محرمانه دارند، به ‌قطع مشمول این اخبارند، اما جلسه‌ها و مجلس‌هایی که چنین ماهیتی ندارند، اما حرف‌هایی در آنها زده می‌شود که ای بسا اسرار تلقی شوند و نگه‌داری آن مشمول حکم این روایت‌هاست. در خود این اخبار قیدهایی وجود دارد که می‌توان ملاک مجلس امانت بودن را مشخص و ملاکی برای آن تعریف کرد.

در روایتی از تعبیر «ثمّ التفت» در خبر «إذا حدث الرجل الحدیث ثم التفت فهی أمانة»[٢] استفاده شده که چگونگی امانت بودن حرف و یا عملی را در یک مجلس روشن کرده است. وقتی کسی حرفی را در جایی با کسی در میان می‌گذارد و هنگام حرف زدن، به این سو و آن سو می‌نگرد تا مبادا کسی حرف او را بشنود، نشان این است که او آن را راز و امانت می‌داند. «توجه به این سو و آن سو»، به این معناست که: «حرف مرا مکتوم نگه‌دار و


[١]. همانجا.

[٢]. سنن الترمذی، ج٣، ص٢٣٠؛ سنن ابی داود، ج٢، ص٤٤٩؛ السنن الکبری، ج١٠، ص٢٤٧.