آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٥
را دیدم که وجودش تمام مشرق و مغرب را پر کرده است. در بین راه که میآمدم دنیا را دنیای دیگر میدیدم و احساس میکردم که تمام ذرات جهان دارند به من سلام میدهند. همین حالت روحی و حالت معنوی قهرآ در جسم انسان هم خستگی ایجاد میکند. گویی یک نوع اضطرابی او را فرا گرفته بود. وقتی که به خانه میرسد فورآ به خدیجه میفرماید که دَثِّرینی دَثِّرینی یعنی میخواهم استراحت کنم، من را بپوشان، من را بپوشان. میرود استراحت کند، حالا استراحتی میکند یا نمیکند ، یکمرتبه در همان حال باز فرشته ظاهر میشود و این جملهها را به او میخواند، میگوید: یا اَیهَا الْ مُدَّثِّرُ. قُمْ فَاَنْذِرْ. این کلمه یا ایها المدّثّر بوی استیناس و انس میدهد، بوی محبت میدهد: آهای کسی که خودت را به این جامه محکم پیچیدهای! قُمْ قیام کن، برخیز، وقت استراحت گذشت، برخیز و انذار کن، برخیز برو در میان مردم و به این مردم اعلام خطر کن که این وضعی که دارند و راهی که دارند چه وضع بدی و چه راه بدی است.
پس بعد از جمله یا ایها المدّثّر که خطاب انسی و استیناسی است، فرمان است: قُمْ برخیز، حرکت کن، قیام کن، فَاَنْذِرْ پس برو در میان مردم و انذار کن. در یا ایها المزّمّل میفرمود: قُمِ اللَّیلَ اِلّا قَلیلا[١] . آنجا هم فرمان میداد که برخیز، اما آنجا ناظر به آن رابطهای است که باید با خدای خودش داشته باشد: شبها بپاخیز و با خدای خودت نماز بیاور و اظهار نیاز کن و خدای خودت را در شب پرستش کن. در همان جا خواندیم که فرمود: اِنَّ لَک فِی النَّهارِ سَبْحآ طَویلا[٢] روز برای تو حرکت و شناوری طولانی است، روز وقت کار است و هرکسی کار خودش ]را میکند[ و کار پیغمبر رفتن در میان مردم است و مردم را هدایت کردن، ارشاد کردن،
[١] . مزّمّل / ١.
[٢] . مزّمّل / ٧.