آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٩
که دیگر قابل انکار نیست. شاید ما پانصد حدیث در این زمینه از ائمه مختلف داریم و دیگر شک باقی نمیماند که این گفتارِ خود آنهاست و نمیشود احتمال داد که سخنی باشد که بعدها به نام آنها گفته شده است. جای شک برای انسان باقی نمیماند.
سخن علی (ع) درباره «حالت معاینه»
امیرالمؤمنین میفرمایند: آن حالت معاینه که میرسد، چند چیز برای انسان تمثل پیدا میکند، یعنی صورت مثالی شان برایش حاضر میشود نه صورت عینیشان. مال یک صورت مثالی پیدا میکند که میآید با انسان حرف میزند. اولاد هم صورت مثالی پیدا میکنند، میآیند با انسان حرف میزنند. اعمال هم صورت مثالی پیدا میکنند با آدم حرف میزنند، یعنی انسان خودش سراغ آنها میرود. وقتی خودش را در یک حالت بیچارگی میبیند سراغ مالش میرود؛ یعنی آن مال که مجسم میشود و تمثل پیدا میکند، انسان با او شروع میکند به حرف زدن. اول میخواهد محبت او را جلب کند. میگوید: میدانی من چه جانی کندم تا تو را جمع کردم، چه پدری از من درآمده تا تو را گرد آوردم؟ من خیلی زحمت تو را کشیدم. الآن وقتی است که تو باید به درد من بخوری. آن مثال به او جواب میدهد که من خیلی متأسفم که قلمرو من خیلی محدود است. در این شرایط، حداکثرِ کاری که من میتوانم بکنم همان دو سه متر کفن است و از این قبیل، قبری و کفنی و تجهیزاتی، از این بیشتر دیگر فعلا از من ساخته نیست. اولادش برایش تمثل پیدا میکنند، با مثال آنها سخن میگوید: فرزندان من! من برای شما خیلی زحمت کشیدم، خیلی فداکاری کردم، خیلی به شما خدمت کردم، حالا وقتی است که شما به درد من بخورید و به کار من برسید. آنها هم میگویند: الآن دیگر از ما