آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٠
میکرده که آیهای اگر میخواند، حدیثی اگر میخواند، تاریخچهای اگر میگوید، یک ذره در آن کم و زیاد نباشد، حتی روضهای که میخواند، هر جمله از جملههایی که ذکر مصیبت میکند باید در مقاتل معتبر دیده باشد و یک کلمه کم و زیاد نکند. کسانی که منبرش را دیدهاند میگویند حرف این آدم در دلها نفوذ میکرد.
این قسمتی بود که من مخصوصآ خواستم توضیح بدهم که اسلام برای اصلاح جامعه به هردو نیرو معتقد است و هر دو نیرو را قابل استفاده میداند، هم نیروی اندرز و هم نیروی زور. چیزی که هست، این جایی دارد و آن جایی.
موسی (ع) در دربار فرعون
موسی از طرف خدا مأمور میشود اول مثل یک واعظ و اندرزگو با فرعون حرف بزند، مخصوصآ تأکید میشود با زبان نرم ملایم لین: فَقولا لَهُ قَوْلا لَینآ لَعَلَّهُ یتَذَکرُ اَوْ یخْشی. ولی به جای اینکه آب موعظه موسی آتش طغیان فرعون را خاموش کند این آتش شعلهورتر میشود. حالا وقتی که این آتش شعلهورتر شد تکلیف موسی چیست؟ آیا بگوید حالا که نمیشود، رها کنیم، ما کارمان فقط موعظه کردن بود و غیر از موعظه کردن از ما کاری ساخته نیست؟ نه، همین موسی با همین عصای خودش به جنگ فرعون میآید و تخت فرعون را در نهایت امر واژگون میکند. لذا فرمود : فَکذَّبَ وَ عَصی. موسی را تکذیب کرد و عصیان ورزید. میخواهد بگوید تکذیبش نه تکذیب از روی عقیده بود، از روی منفعتپرستی خودش بود. ثُمَّ اَدْبَرَ یسْعی. بعد پشت کرد، کوشش میکرد چکار بکند که این ندای موسی را خاموش کند که در کس دیگر اثر نکند. فَحَشَرَ فَنادی. مردم را جمع کرد و فریاد کرد: اَنـَا رَبُّکمُ الاَْعْلی. من آن مُطاع