آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٣
نه اینکه چون زور ندارم آزاری ندارم. این برای انسان به هیچ وجه کمال نیست.
پس اسلام به ارزش هر دو نیرو قائل است، نه آن طور که دنیای روحانیت مسیحی قدیم میگفت که فقط یک قدرت و یک نیروی صحیح قابل استفاده وجود دارد و آن نیروی اندرز است، که اغلب، شاید مقدسمآبهای قدیمی ما عملا همان فکر روحانیت مسیحی را میپسندیدند، و نه این فکر افراطی امروز که غالبآ در میان جوانها پیدا شده است و میخواهند برای نصیحت و اندرز ارزش و نیرویی قائل نباشند. در تاریخ اسلام میبینیم سیزده سال مکه دوره «قولا لَهُ قَوْلا لَینآ» است، دوره نصیحت و اندرز است و اسلام از این نیرو استفاده میکند و چقدر هم موفق میشود! و از نیروی زور استفاده نمیکند. ولی بعد از مدتی که دوره مدینه پیش میآید و اوضاع و احوال تغییر میکند این نیرو هم ـ نه اینکه تنها این نیرو ـ قابل استفاده میشود: اُذِنَ لِلَّذینَ یقاتَلونَ بِاَنَّهُمْ ظُلِموا وَ اِنَّ اللهَ عَلی نَصْرِهِمْ لَقَدیرٌ. اَلَّذینَ اُخْرِجوا مِنْ دِیارِهِمْ بِغَیرِ حَقٍّ اِلّا اَنْ یقولوا رَبُّنَا اللهُ[١] . آن کسانی که مظلوم واقع شدهاند خدا به آنها اجازه میدهد که از حق خودشان دفاع کنند، آنهایی که از شهر و دیارشان اخراج شدند و گناهی نداشتند جز اینکه گفتند: رَبُّنَا اللهُ.
استفاده پیامبر (ص) از نیروی اندرز
برای اینکه بدانیم که تجربه عملی هم نشان داده است که نیروی اندرز و نصیحت یک نیروی کارآمد است، شما وضع رسول خدا را در نظر بگیرید در درجه اول، و وضع امیرالمؤمنین علی (ع) را در درجه
[١] . حج / ٣٩ ـ ٤٠.