آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٢
برایت صادر کنم و تمام این پروندهها را و هرچه برایت ساخته و درست کردهاند از بین ببرم، و همین کار را هم کرد؛ با اینکه آن نوشته یک نوشتهای بود که داخل آن شاید مثلا آمده بود من در منبر از این مقدمه شروع کردم، بعد فلان جمله را گفتم و بعد چنین کردم. قضایا را هرچه بود کما فیالواقع بدون کم و زیاد همه را پاکیزه به خط خوب و خوش نوشته و زیرش را هم امضا کرده بودند. گفت این فرد چند دفعه به ایشان و به کاغذ نگاه کرد، گفت که این اصلا نشان میدهد که تو یک مرد باصداقتی هستی و تمام اینهایی که نوشتهای همه راست است چون به ضرر خودت هم اگر بوده، فحش هم اگر به تو دادهاند همه را نوشتهای. پس بر من است که هرجور هست به تو کمک کنم، بعد هم قرار منع تعقیب صادر کرد.
در قرآن این مسئله عجیب منعکس است. مستشرقین هم این حرف را میزنند، میگویند در قرآنِ پیغمبر بعضی مطالب به شکلی است که اگر کسی بخواهد ملاحظه پیروان خودش را بکند و حساب مردم را داشته باشد این حرفها را نمیزند؛ ولی قرآن میگوید، با اینکه پیغمبر در زندگی شخصی نشان داده مردی در نهایت عقل و تدبیر و فکر بوده است. همه اینها اقرار و اعتراف دارند که پیغمبر در مسائل شخصی یک نابغه بوده. ولی آنجا که پای وحی به میان میآید مسائل به شکلی طرح میشود که نشان میدهد تدبیر و اندیشه بشری در کار نیست.
تلاش قریش برای توجیه کار پیامبر (ص)
قریش درصدد برآمدند که برای کار پیغمبر توجیه و تأویل درست کنند. از هر زاویهای که نگاه میکردند یک چیزی به پیغمبر میبستند و یک حرفی میزدند، که در آیات سوره طور اینها را خواندیم. در هفته پیش اجمالا اشاره کردیم و تفصیل آن را برای این هفته