آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩
اینکه وقتی ما منبر او را دیده بودیم تازه به ما میگفتند این سینهاش خراب شده و آن وقتی که سینهاش خوب بوده قیامتی و غوغایی بوده است. این جور سخن گفتنها خیلی زیبا خواهد بود یعنی آدم خوشش میآید گوش کند ولی هیچ خاصیت تلقینی ندارد.
اما یک نفر ممکن است که کلمه به کلمه و جمله به جمله با انسان حرف بزند ولی هر کلمهاش مثل سربی که در ماده نرمی بیندازند در روح انسان فرو برود. به طوری که انسان وقتی که از آن مجلس بیرون میآید تا مدتها و شاید تا آخر عمر آهنگ و معنی آن حرف در روح او اثر میگذارد، با اینکه هیچ زیبایی ظاهری ندارد. یعنی
ممکن است شخص، خوشصدا و خوشآهنگ نباشد ولی سخن او قدرت تلقینی داشته باشد. و معمولا سخنهای تلقینی آن سخنهایی است که همینجور گفته میشود، نه تندتند و نه خیلی از یکدیگر جدا و وارفته، به یک حالت حد وسطی که هر کلمهاش حالت القایی در روحِ انسان دارد یعنی این حرف را که میگوید آن معنا در روح انسان القاء میشود.
قرآن باید به این شکل خوانده شود که گویی خود شخص به خودش تلقین میکند. آنوقت است که روی انسان اثر میگذارد؛ یعنی اگر چند آیه بخواند، به خودش مطلب را تلقین کرده و خودش را متوجه معنی قرآن کرده است. به تعبیر امیرالمؤمنین دل سنگش به هیجان و به فزع درمیآید.
بعد فرمود: وَ لایکنْ هَمُّ اَحَدِکمْ آخِرَ السّورَةِ هرگز این طور فکر نکنید که همتتان این باشد که کی سوره تمام بشود. این خیلی اشتباه است در قرآن خواندن که انسان به کمّیت نگاه کند. مثلا من میخواهم روزی یک جزء بخوانم. بسیار خوب، یک جزء بخوان، زیاد نیست. اما من میخواهم یک جزء را در یک ربع بخوانم! تو حساب وقتت را بکن. حساب کن