آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٦
پس و پیش کردنها و اندازهگیری کردنها که ما درباره قرآن چه باید بگوییم، گفت : اِنْ هذا اِلّاسِحْرٌ یؤْثَرُ باید بگوییم یک جادو است ؛ در این صورت مسئله تأثیر و نفوذ خارق العاده قرآن در مردم بالاخص جوانان مکه بهتر توجیه میشود. از آنها گذشتیم. بعد مسئله اینکه نگهبانان جهنم نوزده تا هستند مطرح شد که از تفسیر آن آیات هم گذشتیم. حالا قسمت دیگری است که مسلّم مربوط به همان گذشته است؛ راجع به قرآن است و راجع به انسانها، انسانهای سعید و به تعبیر قرآن «اصحاب الیمین» و انسانهای غیر سعید. این کلمات، فوق العاده عجیب و تکان دهنده و زیبا و خوش آهنگ است: کلّا وَ الْقَمَرِ. کلمه «کلّا» را در زبان عربی میگویند ردع است. ردع به معنی این است که یک سخن در گذشته گفته شده است، وقتی میخواهند آن را نفی کنند ]که [رهایش کن، کلمه کلّا آورده میشود. کلّا رها کن ـ کأنه ـ گوش دادن به سخنان مهمل اینها را.
سه سوگند
اینجا سه سوگند است به سبک همان سوگندهای قرآن که به مظاهر قدرت و به آیات طبیعت سوگند میخورد : کلّا وَ الْقَمَرِ به این ماه سوگند، به این ماه تابان سوگند. میدانیم ماه در شبهای اول «هلال» نامیده میشود و در وقتهایی که تمام هست به آن «قمر» میگویند، یعنی بیشتر در آن وقت قمر گفته میشود. عرب وقتی میگوید «لیلٌ مُقْمِر» یعنی شبی که در آن شب ماه تابان است، مثل شبهای حدود نیمه ماه. سوگند به ماه ( یا با همان جهتی که عرض کردم در مفهوم قمر مُقْمِر بودن هست: سوگند به ماه تابان).