آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٨
مَعْصِیةُ مَنْ عَصاهُ وَ لا تَنْفَعُهُ طاعَةُ مَنْ اَطاعَهُ...فَالْـمُتَّقونَ فیها هُمْ اَهْلُ الْفَضائِلِ مَنْطِقُهُمُ الصَّوابُ وَ مَلْبَسُهُمُ الاِْقْتِصادُ. خلق چنیناند و متقیان کسانی هستند که فضیلتها را ربودهاند. آنگاه بیان فرمود که سخن گفتن متقیان چگونه است، لباس پوشیدنشان چگونه است، راه رفتنشان چگونه است، شبشان چگونه است، روزشان چگونه است، معاشرتشان با خانوادهشان چگونه است. در حدود ١٣٠ صفت برای متقین ذکر کرد. همین طور که حضرت ذکر میکرد، این مرد که یک آمادگی و صفایی داشت، تدریجآ برافروختهتر میشد و کم کم انگار در این عالم نیست. هنوز سخنان علی به پایان نرسیده بود که شَهِقَ شَهْقَةً فَماتَ[١] .
فریادی شنیدند. رفتند بالای سرش، دیدند از دنیا رفته. آنوقت حضرت فرمود: هکذا تَصْنَعُ الْمَواعِظُ الْبالِغَةُ بِاَهْلِها[٢] . اگر موعظه، رسا و موعظه شنو اهل موعظه باشد موعظه اینچنین میکند.
شیخ جعفر شوشتری و حاج شیخ عباس قمی، دو واعظ نمونه
در میان ما کم کم دارد مواعظ تقلیل پیدا میکند. در گذشته مواعظ وجود داشت، خطابه حماسی وجود نداشت و این نقصی بود. حالا کم کم خطابههای حماسی دارد رایج میشود و ما میترسیم به تدریج مواعظ ازبین برود. این هم نقص است. شما ببینید در همین زمان ما و زمانهای قریب به زمان ما واعظهایی که واقعآ شرایط واعظ هم در آنها بوده است به این معنا که خودشان متّعظ بودهاند (چون واعظ اگر خودش متّعظ نباشد حرفش اثر نمیبخشد) چقدر اثر روی مردم گذاشتند! شیخ جعفر شوشتری از کربلا بلند میشود به قصد زیارت حضرت رضا (ع) و
[١] . ]آه عميقی كشيد و جان داد.[
[٢] . نهجالبلاغه، خطبه ١٩١.