آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٠
ضعفا به جایی برسند باز راهی غیر از زور نیست.
این فلسفه هم روی زور تکیه کرد، گفت ضعفا هم اگر بخواهند به جایی برسند باید تکیهشان روی زور باشد، کوشش کنند متحد و متفق بشوند، تشکیلات و تنظیمات داشته باشند، به وسایل مختلف کسب قدرت کنند و تنها و تنها با قدرت است که ضعفا میتوانند به حق خودشان نائل بشوند.
این فلسفه هم آمد به دین حمله کرد، گفت: خیر، ما دین را قبول نداریم چون دین همیشه طرفدار اقویا بوده. او میگفت من دین را قبول ندارم به دلیل اینکه دین همیشه طرفدار ضعفا بوده، این گفت من دین را قبول ندارم چون دین همیشه طرفدار اغنیا بوده. مهمل بافی را شما ببینید تا کجاهاست! الآن هم دنیای اروپا تحت تأثیر این دو مکتب است، مکتب زور جناب نیچه و مکتب زور ـ به این معنا که عرض کردم ـ از کارل مارکس که مارکسیسم بر این اساس اظهار نظر میکند.
روحانیت مسیحی میگفت اصلا زور مطلقآ یک قدرت نامشروع است و تنها قدرت مشروع نصیحت و اندرز است. اینها گفتند اصلا اندرز قدرتی در عالم نیست تا صحبت مشروع و نامشروعش بشود. یک قدرت بیشتر در عالم وجود ندارد و آن زور است و از قدرت زور باید استفاده کرد.
منطق اسلام
حال ما باید با منطق اسلام خودمان آشنا بشویم. آشنا نبودن ما با منطق اسلام ]باعث شده است که[ گاهی کتابهای آن گروه را میخوانیم تحت تأثیر آن گروه واقع میشویم ]و گاهی بر عکس.[ مدتی بود که کتابهایی را که بیشتر تحت تأثیر افکار مسیحیها بود زیاد میخواندند، عدهای در مقام