آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٣
مسئله وجوب نماز شب بر پیامبر (ص)
حتی من در این مسئله هم که میگویند نماز شب بر پیغمبر واجب بود ـ به این معنا که اگر نمیخواند گناه کرده بود مثل فریضههای یومیه که اگر کسی این فریضه را بجا نیاورد گناه بزرگی را مرتکب شده است ـ به شدت تردید دارم. پیغمبر اکرم هرگز چنین نبود که حتی یک شب ـ ولو اتفاق بیفتد ـ شبخیز و سحرخیز نباشد. به اختلاف، همان گونه که قرآن کریم میگوید، گاهی قریبِ دو ثلث شب یعنی در حدود یک ثلث شب
و کمی بیشتر را استراحت میکرد اعم از خوابیدن یا غذا خوردن، و نزدیک به دو ثلث شب را بیدار بود و عبادت و شبخیزی میکرد، و گاهی نیمی از شب را و گاهی ثلثی از شب را. ولی نه به معنی این است که برایش واجب بود و چون واجب بود الزام داشت چنین کاری بکند؛ بلکه او در مقامی بود ]که به طبع خود چنین میکرد. [آیا هیچ وقت اتفاق افتاده است که بر یکی از ما ٢٤ ساعت بگذرد و غذا نخوریم؟ (مگر در یک حال غیر عادی، مثلا بیهوش باشیم یا چیزی گیرمان نیاید) ما که اسیر و دارای این شکم هستیم خود گرسنگی ]موجب میشود که غذا بخوریم. [لازم نیست بر ما واجب کرده باشند. آیا ما که غذا میخوریم، چون واجب است غذا بخوریم غذا میخوریم؟ شک ندارد اگر غذا نخوریم و سبب تلف شدن خودمان بشویم کار حرامی کردهایم، ولی آیا ما که غذا میخوریم برای این است که بر ما واجب است؟ یا خود همان گرسنگی کافی است؟ خود همان طبیعت ما، ما را میکشاند.
ضرورت روحی شبخیزی برای پیغمبر صددرجه بیشتر است از ضرورت غذا خوردن برای ما. همین طور که برای ما عملا اتفاق نمیافتد که ٢٤ ساعت چیزی نخوریم یعنی خودمان به طبع خودمان دنبال غذا میرویم یعنی نیاز بدنی، ما را به سوی این کار میکشاند، پیغمبر اکرم هم