آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤
ورود امام حسین (ع) به سرزمین کربلا
مطابق آنچه که تواریخ نوشتهاند در روز دوم محرم بود که وجود مقدس اباعبدالله الحسین وارد سرزمین کربلا شد. این کاروانی که از روز هشتم ذیالحجه از مکه حرکت کرده بود، روز دوم محرم یعنی بعد از ٢٤ روز ـ و اگر فرض کنیم که ماه ذیالحجه ٣٠ روز تمام نبوده است بعد از ٢٣ روز ـ به سرزمین کربلا رسیدند. به آنجا که رسیدند خود حضرت فرمود که اینجا پایین بیایید. البته مقدمهاش را شنیدهاید: وقتی که ایشان به مرز عراق آمدند ]با لشکر حر بن یزید ریاحی مواجه شدند[ اگرچه آن وقت عراق کشور جداگانهای با حجاز نبود چون
همه جزء قلمرو یک کشور بود ولی از نظر استانها و حکومتها عراق در قلمرو حکومت عبیدالله زیاد بود و حجاز در قلمرو حکومت او نبود. او بعد از آنکه آن تسلط را پیدا کرد و کوفه را زیر نفوذ خودش گرفت و جناب مسلم را شهید کرد، نگهبانان و مأموران زیادی به مرزهای عراق فرستاده بود که هرگاه حسین بن علی وارد عراق شد او را تحتالحفظ بگیرید و نزد من بیاورید. حرّ بن یزید ریاحی یکی از سرداران عبیدالله است. او را با هزار سوار مأمور کرده است و حرّ از شجاعترین و دلاورترین و بهترین فرماندهان کوفه به شمار میرود که ضربالمثل شجاعت است. دو سه روز قبل از جریان ورود به کربلا، روز بسیار گرمی است، نزدیک ظهر است، ابا عبدالله در حالی که با اصحاب خودشان دارند میآیند، به یکی از منازل بین راه که میرسند یکی از اصحاب ناگهان یک فریاد الله اکبر میکشد به علامت تعجب. دیگران میپرسند: الله اکبر چه بود؟ میگوید من با این سرزمین آشنا هستم، از آن دور، خیلی دورها، علائمی میبینم شبیه باغستان، مثل اینکه شاخههای درختی پیدا باشد. اینجا که چنین چیزی وجود نداشته. به او میگویند که بیشتر دقت کن، وقتی او و دیگران بیشتر دقت میکنند