آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦
رها کن[١] با این تکذیب کنندگانِ صاحبان نعمت، این دارندگانِ همه چیز که نعمتهای الهی را پیش خود گرد آوردهاند. این دیگر در مقام خشم و غضب است: آنها را به من وابگذار، من را رها کن با آنها.
این «مرا رها کن» ضمنآ اشاره به این نکته هم میتواند باشد که پیغمبراکرم در همان حالتِ وَ اذْکرِ اسْمَ رَبِّک وَ تَبَتَّلْ اِلَیهِ تَبْتیلا که حالت انقطاع به پروردگار و حالت دعا و تضرع و ملتجی شدن به او و استمداد از اوست،
میدانیم که همیشه برای مردم دعا میکرد و از خدای متعال خیر و رحمت و برکت و هدایت میخواست. و میدانیم که حتی در جنگ بدر که شِقاق آنها به اوج مطلب رسیده است و در جنگ اُحد بالخصوص که حتی از جنگ بدر بدتر شده: هفتاد نفر از صحابه پیغمبر را کشتهاند، عموی پیغمبر را شهید کردهاند و پیشانی و دندان خود ایشان را شکستهاند، در همان حال دیدند پیغمبر اکرم همین حالت تبتّل و انقطاع را پیدا کرده و دستهایش را بالا گرفته است و به خدای خودش عرض میکند: اَللّهُمَّ اهْدِ قَوْمی فَاِنَّهُمْ لایعْلَمونَ خدایا این قوم مرا هدایت کن؛ جاهلند، نمیدانند. باز پیغمبر هدایت آنها را میخواهد.
«ذَرْنی» ممکن است اشاره به این باشد که اصلا درباره اینها دیگر با من سخنی نگو، دعایی درباره اینها نکن، نظیر آنچه که به نوح گفتند: ای نوح! چرا درباره پسرت داری از ما چیز میخواهی، نگو، او دیگر قابل اینکه تو درباره او دعا بکنی نیست.
پس ممکن است کلمه ذَرْنی اشاره به این باشد که درباره اینها دیگر از من چیز نخواه، اینها به مرحلهای رسیدهاند که دیگر قابل هدایت نیستند، اما چه کسانی؟ تکذیب کنندگانِ صاحب نعمت. چرا این
[١] . «مرا رها كن» تعبير به اصطلاح لغوی آن است، يعنی به من واگذار كن.