آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠
منقطع شدنی، یعنی نوع خاص ـ همان کمال انقطاع را میرساند که لازمه عبودیت و خداپرستی است و بلکه حقیقتِ دعا همان انقطاع به حق است. انقطاع یعنی بریده شدن از ماسوی و پیوستن به خداوند.
دعایی هست به نام «مناجات شعبانیه» که در کتب دعا مثل مفاتیح هست، دعایی است که نوشتهاند این دعا را
امیرالمؤمنین علی(ع) و امامانِ از اولاد او میخواندهاند. دعایی است که از نظر مضمون در سطح بسیار بسیار عالی است. یکی از جملههای آن دعا این است: اِلهی هَبْ لی کمالَ الاِْنْقِطاعِ اِلَیک وَ اَنِرْ اَبْصارَ قُلوبِنا بِضِیاءِ نَظَرِها اِلَیک حَتّی تَخْرِقَ اَبْصارُ الْقُلوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ اِلی مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصیرَ اَرْواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِک. جملههای بعدش را نمیخواهم تفسیر کنم و جملههای بسیار عالی و پرمعنایی است از نظر معرفة اللّهی. جمله اولش این است که خدایا به من موهبت فرما نهایت انقطاع به خودت را. این «نهایت انقطاع» ملازم است با نهایت اتصال؛ یعنی نهایت انقطاع از غیر خدا ملازم است با نهایت اتصال به حق.
تعبیر «مشرق و مغرب»
بعد که فرمود نام پروردگارت را یاد کن، میفرماید: رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ. پروردگار تو، همان که پروردگار مشرق و مغرب است. کلمه «مشرق و مغرب» میدانیم که تقریبآ مساوی است با آنچه که ما در فارسی میگوییم «از کران تا کران». قرآن در بسیاری جاها تعبیر به مشارق و مغارب میکند، بعضی جاها مشرق و مغرب. معلوم است مشارق و مغارب میگوید به اعتبار افراد و آحاد مشرقها و مغربها، مشرق و مغرب که میفرماید به معنی جنس مشرق و مغرب است. «مشرق و مغرب» یک تعبیر است، یعنی همه جا. تعبیر «پروردگار مشرق و مغرب» بعد از تعبیر