آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢
شبزندهداری علی (ع)
نوف بکالی و حبه عرنی میگویند: شبی از شبهای تابستان در زمان خلافت امیرالمؤمنین علی (ع) در صحن دارالاماره[١] خوابیده بودیم. شاید اولین بار بوده است که اینها این توفیق را پیدا کرده بودند که شبِ علی را ببینند. گفتند: نیمههای شب که شد یک وقت یک صدای حزین عجیبی ما را بیدار کرد. دیدیم علی از داخل اتاق دارد بیرون میآید ولی مثل اینکه اصلا رمق راه رفتن ندارد، دستش را به دیوار گرفته و مثل آدم مریض
نمیتواند روی پای خودش بایستد. آن آیات آلعمران را میخواند :
اِنَّ فی خَلْقِ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّیلِ وَ النَّهارِ لاَیاتٍ لاُِولِی الاَْلْبابِ. اَلَّذینَ یذْکرونَ اللهَ قِیامآ وَ قُعودآ وَ عَلی جُنوبِهِمْ وَ یتَفَکرونَ فی خَلْقِ السَّمواتِ[٢] .
اینها میگویند ما بیدار شدیم و حیرت کردیم. یکی از اینها میگوید که من در همان بستر که افتاده بودم بیاختیار میگریستم. وقتی که علی را به آن حال دیدم که یک حرفها دارد میزند، یک مناجاتها میکند و به قدری خوف خدا در دل علی هست که در دل احدی از ما نیست، گفتم: یا امیرالمؤمنین! شما هم این جور؟! میگوید تا این سخن را گفتم اشکهایش جاری شد، فرمود: البته البته، میدانید که ما چه روزی را در پیش روی
[١] . در زمان عمر منزلی را ابوعبيده جرّاح ـ ظاهرآ ـ برای محل سكونت امير كوفه ساخته بود كه به آن«دارالاماره» میگفتند. اميرالمؤمنين در زمان خلافت در همان منزل سكنی داشتند.
[٢] . آلعمران / ١٩٠ و ١٩١.