آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠
معنی ذکر
وَ اذْکرِ اسْمَ رَبِّک وَ تَبَتَّلْ اِلَیهِ تَبْتیلا نام پروردگار خود را ببر. «اُذْکرْ» از «ذکر» است که ذِکر ـ و ذُکر نیز گفتهاند ـ هم در مورد به زبان آوردن گفته میشود که در آن وقت ذِکر میگویند، و هم در مورد در قلب توجه کردن، که
آن را معمولا ذُکر میگویند. و اصل ذِکر اگرچه در مورد لفظ هم گفته میشود، به اعتبار معنی لفظ است، یعنی اگر خواندنی را ذکر میگویند به اعتبار این است که یک امری را به یاد انسان میآورد یعنی انسان را از یک غفلتی خارج میکند. مثلا اگر ما تسبیحات حضرت زهرا٣ را ذکر مینامیم نه به اعتبار این است که یک الفاظی (٣٤ بار الله اکبر، ٣٣ بار الحمدلله و ٣٣ بار سبحان الله) را به زبان خودمان میآوریم. مخصوصآ کلمه ذکر در اینجا به کار برده شده است که مفید این جهت باشد که به زبان آوردن این الفاظ به قلب انسان یک تنبه و توجه و یادآوری میدهد. ریشه لغوی ذکر همان یاد کردن و یادآوری و به یاد آوردن و امثال اینهاست. پس اگر ذکرِ لفظی را هم «ذکر» میگویند به اعتبار این است که توجه به معانی این الفاظ انسان را به یاد مطالبی میاندازد، یعنی به یاد چیزی میاندازد که به یاد او بودن کافی است برای اینکه انسان راه خودش را به دست آورد.
بعضی امور این گونهاند که انسان فقط در حال غفلت برخلاف آن رفتار میکند. اگر غفلت از آن نداشته باشد و به آن توجه داشته باشد امکان ندارد که برخلافش رفتار کند. حالا قرآن میفرماید که در آن دل شب، خدای خود را به یاد بیاور، پروردگار خود را به یاد بیاور، نام او را که سبب به یاد آمدن خود او هست بر زبان بیاور، وَ تَبَتَّلْ اِلَیهِ تَبْتیلا و در این حالت تبتّل کن به سوی او تبتّل کردنی.