آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٦
شدنی و نشدنی نسبت به انسان و خدا
ما انسانها جزئی از این عالم و محکوم به قوانین این عالم هستیم. قدرتها و امکانات ما همه در حدود قوانین این عالم است و بلکه هر قدرتی که ما داریم و هر کاری که ما میکنیم، حداکثرِ هنری که ما به خرج میدهیم این است که از قوهها و نیروها و قوانین موجود مخلوق این عالم استفاده و بهرهبرداری میکنیم. اگر یک نفر باغبان بوستان خیلی زیبایی بتواند بهوجود بیاورد، وقتی که شما در کارش دقت کنید میبینید که تمام هنر او این است که توانسته است از قوهها و عوامل و قوانین موجود در این عالم بهرهبرداری کند، یعنی اینها را بشناسد و در اثر شناختن، از اینها استفاده کند. همین طور آن کسی که یک هواپیما میسازد و به فضا میفرستد؛ او قوهها و نیروها و قوانین این عالم را شناخته و در اثر شناسایی توانسته است از آنچه که وجود دارد استفاده کند.
آنوقت برای ما امر شدنی و امر نشدنی یک معنی خاصی است. امر شدنی امری است که در حدود آنچه که در محیط و امکانات ما وجود دارد شدنی است و امر نشدنی نقطه مقابل آن. مثلا زنده شدن یک مرده ـ یک مرده صد در صد مرده پوسیده خاک شده ـ برای ما یک امر نشدنی است یعنی در حدود شناسایی ما از این عالم و از قوهها و قوانین موجود در این عالم، ما هنوز به قوه و قانونی در این عالم آشنا نشدهایم که بتوانیم با استفاده از آن قوه و قانون یک مرده پوسیده را از نو زنده کنیم. شاید هیچ وقت هم بشر به چنین قدرتی و چنین قانونی دست نیابد. اما این حرفها در زمینه چه کسی درست است؟ در زمینه ما. ولی نسبت به حقیقت و ذاتی که به وجودآورنده کل این عالم است و این عالم را خلق کرده درست نیست. صنع او که مثل صنع ما نیست که مثلا قوه و قانون موجودی را کشف کرده و بعد، از آن قوه و قانون موجود استفاده و عالم