آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٩
به ایران میآید. مدتی او را در تهران نگه میدارند. در همین مدرسه سپهسالار بزرگ که تازه ساخته بودند (در حدود سنه ١٣٠١ قمری یعنی ٩٥ سال پیش) نماز جماعت میخوانده که این نماز جماعت با مکبّرهای زیاد بوده، تمام این صحن مدرسه و مسجد پرمیشده و مردم تا داخل کوچه و خیابان میایستادند با اینکه تهرانِ آن وقت جمعیتی نداشته. مردم پای مواعظ این مرد زیاد جمع میشدند. اصلا مواعظ او برای مردم اکسیر بوده، یعنی واقعآ منبری نبوده که این مرد داشته باشد الّا اینکه عدهای از مردم پای منبر او از گناهان خودشان توبه میکردند. چقدر شرابخوارها در پای منبر او توبه کردند، چقدر فاسقها و اهل فسق و فجورها در پای منبر او توبه کردند، چقدر رباخوارها در پای منبر او توبه کردند، چقدر ریاکارها در پای منبر این مرد توبه کردند! قدرت نصیحت و اندرز است، آنهم اندرز دینی و مذهبی.
نزدیکتر از او مرحوم حاج شیخ عباس قمی صاحب مفاتیح (رضوان الله علیه) است. البته ما زمان ایشان را درک کردیم ولی خود ایشان را اتفاقآ درک نکردیم، یعنی زمانی که ما اولِ طلبگیمان بود و به مشهد آمده بودیم اسم ایشان را خیلی میشنیدیم ولی آن وقتی بود که ایشان در مشهد نبودند. ایشان گاهی نجف بودند گاهی قم و گاهی مشهد، یعنی اقامتشان در این سه شهر بوده. قبلا مدتی در مشهد بودند ولی وقتی که ما بچه طلبه بودیم و به مشهد رفتیم اسمشان را میشنیدیم اما ایشان به قم آمده بودند. بعد سالهایی که ما به قم رفتیم ایشان از قم هم هجرت کرده و به نجف رفته بودند، و ما قم بودیم که در سال ١٣٥٨ قمری ایشان وفات کردند. همه کسانی که پای منبر این مرد بودهاند اعجاب دارند. سخنان این مرد به دلیل اینکه از قلبش برمیخاسته درست بر دلها مینشسته، با اینکه خیلی هم ساده حرف میزده، یعنی میرفته بالای منبر، منتهی درجه دقت