آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٩
عدالت کردن، نیکوکاری کردن، رحم داشتن، مروت داشتن و مهربان بودن دعوت کردهاند. باید برعکس دعوت میکردند. به مخالفت با نفس دعوت کردهاند. چرا باید با نفس مخالفت کرد، نفس را باید پرورش داد، هر چه که هوای نفس اقتضا میکند بیشتر باید به او داد.
اتفاقآ این دستور اخلاقی که خودش داد، در آخر عمر پاگیر خودش شد، به یک بدبختی دچار شد که تنهای تنها مانده بود و یک نفر دوست در دنیا نداشت چون ضعیف مانده بود و به حکم فلسفه خودش باید او را بکلی از بین ببرند و هیچ کس به او اعتنا نکند. این یک فلسفه.
٢. فلسفه مارکسیسم
یک فلسفه دیگر که آن هم فلسفه مادی بود باز بر همین اساسِ اتکای به زور به وجود آمد ولی نه به آن معنا، بلکه گفت عامل تکامل جامعه زورمندها، اقویا و اغنیا نیستند؛ بر عکس، محرومان جامعه هستند، چرا؟ برای اینکه آمد یک اساسی برای تکامل جامعه درست کرد که زیربنای جامعه ابزار تولید است، وسایلی که با آنها مواد مورد احتیاج بشر تولید میشود، اصلا همه چیز در ابزار تولید نهفته است، آن اگر تکامل پیدا نکند جامعهها تکامل پیدا نمیکنند، اگر تکامل پیدا کرد جامعهها تکامل پیدا میکنند. ابزار تولید در هر وضعی که باشد گروهی بیشتر بهرهمند میشوند گروهی محروم میمانند. وقتی ابزار تولید تغییر میکند آنهایی که بهرهمندند نمیخواهند جامعه تغییر کند، آنهایی که محرومند میخواهند جامعه تغییر کند. پس ضعفا طرفدار تغییر و تکامل جامعه هستند نه اقویا، ضعفا عامل تکاملند نه اقویا. ولی ضعفا هم اگر بخواهند جامعه را به کمال برسانند باید کوشش کنند که ضعیف نمانند یعنی باید کوشش کنند زور داشته باشند، فقط با زور میتوانند اقویا را از پا در بیاورند. برای اینکه