آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٩
نیست. به عنوان مثال، در بعضی از کتب تاریخ نوشتهاند که امیرالمؤمنین علی(ع) در منبر فرمود: سَلونی قَبْلَ اَنْ تَفْقِدونی قبل از آنکه مرا نیابید هرچه میخواهید از من بپرسید، هرچه بپرسید جواب میدهم. شخصی از پای منبر بلند شد و گفت: اگر تو همه چیز را میدانی بگو عدد این موهای ریش من (یا موهای سر و ریش من) چقدر است؟ فرض کنید که موهای ریش او (یا موهای سر و ریش او) پانزده هزار و چهار صد و نود و شش تا باشد. حالا اگر کسی این عدد را گفت مگر این قابل اثبات است و میشود بیاییم یک نفر را بخوابانیم بعد یکی یکی موی سر و ریش او را بشماریم، ببینیم جور در میآید یا جور در نمیآید.
امیرالمؤمنین جواب دیگری واضح و روشنتر داد، فرمود: این که سؤالی نیست که کسی بخواهد بکند. یک جواب واضح من به تو میدهم و آن اینکه تو یک توله (یعنی یک بچه کوچک) در خانهات داری که عنقریبٍ قاتل فرزند من خواهد بود. به جای یک امری که برای طرف قابل اثبات نیست یعنی اگر انسان بخواهد آن حقیقت را بگوید او میگوید از کجا که این قدر باشد، چیز دیگری در جوابش فرمود که همه مردم بدون اینکه احتیاجی به آن گونه جریانها داشته باشند بعدها به طور روشن قضیه را درک میکنند.
حال فرض کنیم که دانستن علم ساعت از اسرار هم نباشد و فرض کنیم که تاریخِ زمانی و تقویمی دارد یعنی بشود آن را با تقویم دنیایی تعیین کرد. مثلاً بگویند که ]زمان قیامت[ ده میلیون و چهار صد و نود و هشت هزار و هشتصد و شصت و پنج سال و بیست روز و هفت ساعت و ده دقیقه و سه ثانیه دیگر است. از کجا برای این طرف میشود ثابت کرد که واقعاً چنین تاریخی داشته باشد؟ کسی بگوید تاریخ آن را بگو، تاریخ واقعیاش را هم بگویند؛ میگوید به چه دلیل؟ این برای او قابل اثبات