آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٨
سُم مانند میداشت، همین قدر که قلم به دست بشر داده نمیشد علم نبود، چون قلم است که میتواند فراوردهها و مکتسبات بشر را ـ چه مکتسبات علمی و چه مکتسبات فنی ـ برای نسل بعد یادداشت کند و نسل بعد آنچه را که از نسل قبل آموخته است به نسل بعدش برساند. تمام این تمدن و فرهنگ و زندگی اجتماعی انسانی بلکه تمام انسانیت مولود همین سرانگشتها و همین انگشتها با این وضع مخصوص است. قرآن میفرماید آن جمع کردن ذرات که چیزی نیست، این سرانگشتها را هم با اینهمه ظرافت بار دیگر تسویه و تعدیل و ترکیب میکنیم مثل اولش.
ریشه انکار قیامت
بعد جمله عجیبی هست. چرا انسان منکر قیامت میشود و چرا قیامت را استبعاد میکند؟ چرا میآید این جور مسائل را مطرح میکند؟ بدیهی است که طرح این گونه مسائل اصلاً معقول و منطقی نیست که وقتی بحثی را راجع به کل جهان و راجع به خدای جهان مطرح کنند ]انسان انکار یا استبعاد کند.[ این خدایی که جهانِ به این عظمت را آفریده (و تو در یک قسمت کوچکی از جهان قرار گرفتهای و همه علم و اطلاعات و معلوماتت از جهان نسبت به آنچه که در جهان هست یک قطره هم در مقابل اقیانوس نیست و اصلاً قابل مقایسه نیست)، خدای جهان که خالق جهان است خبر داده که رستاخیزی هست، دیگر جای این مطلب نیست که یک کسی بیاید بگوید که آیا این کار شدنی است یا نشدنی؟ آخر تو شدنی و نشدنی را با مقیاس قدرت و توانایی و علم خودت میگویی. تو حساب کن که این امر با مقیاس ]قدرت و علم خدا شدنی است یا نه. [اگر ـ فرض کنید ـ پیغمبر به عنوان یک بشر میگفت که من در ده سال دیگر میخواهم مرده زنده کنم، و تو میگفتی