آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨
دومرتبه فاصله میدهد، رَبِّ الْعالَمین. نه، باید کلمات با یکدیگر نحوی اتصال داشته باشند. از طرف دیگر کلمات نباید مثل گلوله تفنگ پشت سر یکدیگر بیاید. باید در یک حالت حد وسط باشد که کلمات نه خیلی از یکدیگر جدا باشد و نه خیلی تند پشت سر یکدیگر گفته شود که اصلا دل آدم خبردار نشود که زبانش چه گفت. فرمود این حالت وسط؛ نه آن طوری که یک شعر را پشت سر یکدیگر میخوانید و نه آن طوری که سنگریزه میپاشید. وَلکنْ أفْزِعوا (یا: أفِْرغوا)
قُلوبَکمُ الْقاسِیةَ وَ لایکنْ هَمُّ اَحَدِکمْ آخِرَ السّورَة[١] طوری بخوانید که (اگر اَفْزِعوا بخوانیم) این دلهای سنگین خودتان را با خواندن قرآن به فزع بیندازید. یعنی چه؟ یعنی اصلا خواندن قرآن برای این است که انسان معانی قرآن را تلقی کند و به قلب خودش برساند. به تعبیر امروز، خواندن قرآن باید برای خود انسان حالت تلقینی داشته باشد.
تلقین یک امر فوقالعادهای است. تفاوت خطبا با یکدیگر از نظر مؤثر بودن حرفها در قدرت تلقین است. بعضی از خطبا ممکن است خیلی شیرین هم صحبت کنند. در قدیم خیلی معمول بود که با آهنگ صحبت میکردند. از ابتدا که شروع میکرد: بسم الله الرحمن الرحیم، اصلا با آهنگ بسم الله را میگفت و الحمدلله با آهنگ و بعد حرفهایش را هم با آهنگ میگفت. حتی بعضیها در وسط صحبت آهنگ را تغییر میدادند و با آهنگ دیگری سخن میگفتند. مرحوم طبسی ـ هرکسی که منبرهایش را دیده باشد میداند ـ با آهنگ خیلی خوبی صحبت میکرد، بعد وسطها یکدفعه آهنگ را تغییر میداد؛ یک آهنگ تقریبآ هیجانآوری بلکه بگویم رقصآوری بود. ما زمانی که جوان بودیم، پای منبرش میرفتیم. با
[١] . بحار ، ج ٩٢ / ص ٢١٦.