آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٣
نبود، گفتند این جور تقسیم بشود برای اینکه یک نفر نمیتواند. در آنجا این حسابها نیست، بلکه برای این است که عالم در ذات خودش شئون متعدد دارد. شأن علم غیر از شأن رزق است و شأن بسط و پهن کردن فیض غیر از شأن قبض کردن است. در واقع هر کدام از اینها مظهر یک صفت از صفات باری تعالی هستند. همکاری در آنجا معنی ندارد.
مثل این است که در امور طبیعی اگر گفتند این حرکتی که زمین به دور خورشید میکند معلول دو نیرو است: نیروی جاذبه و نیروی دافعه، کسی بگوید چون نیروی جاذبه به تنهایی قدرت ندارد زمین را بچرخاند نیروی دافعه میآید اضافه میشود، برای اینکه نیروی او را مضاعف کند (مانند اینکه برق هست، بعد میآیند ترانس میگذارند که همان نیروی او را مضاعف کند). نه، نیروی دافعه یک نیروی دیگری است. از ترکیب این دو نیرو چنین حرکتی پیدا میشود نه از جمع این دو نیرو، جمع نیروها نیست.
این مطلب که معلوم شد، بیاییم سراغ خود عدد. این حسابها که آدم میگوید حالا چرا وقتی انتخاب میشود ١٩ انتخاب میشود و ٢٠ انتخاب نمیشود، در جایی که نیروها با یکدیگر جمع میشوند قابل بحث هست که آقا! تو که میخواهی نیروها را جمع کنی پس یک عدد به اصطلاح «کامل» را در نظر بگیر، حالا چرا نوزده تا؟ یا بگو پانزده تا یا بگو بیست تا. ولی در جایی که عدد هیچ نقشی ندارد بلکه واقعیت نقش دارد، دیگر این حسابها مطرح نیست؛ تابع این است که واقعیت چه باشد، یا به یک معنا نیاز عالم تکوین چه نیازی است.
این سؤال مثل این است که از ما بپرسند چرا حواس ظاهر انسان پنج