آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٦
ماهیت جادو چیست؟ قدر مسلّم این است که جادو در یک حدی که افرادی را بتوانند با یک نیروی روحی تحت تأثیر قرار بدهند یا خیال آنها را تحت تأثیر خودشان قرار بدهند، چنین چیزی در دنیا وجود دارد. ولی جادو حداکثرِ کارش این است که یک فرد معینی (جادوگر) افراد خاصی را میتواند تحت نفوذ خودش قرار بدهد، چیزی را که آنها نشنیدهاند در خیال آنها بیاورد که شنیدهاند، چیزی را که آنها ندیدهاند در خیال آنها بیاورد که دیدهاند. اما جادو دیگر نمیتواند این کار را بکند که بعد از آنکه آن مجلس گذشت و سالها فاصله شد، بعد از آنکه جادوگر هم مرد و دیگر جادوگری در دنیا وجود ندارد آن کار یا سخنش اثر خودش را کمافیالسابق برای همیشه ادامه بدهد. این دیگر کار حقیقت است. آنچه که حقیقت است میتواند بدون در نظر گرفتن فرد و شخص معین در همه مردم علیالسّویه اثر کند یعنی در افرادی هم که هنوز به دنیا نیامدهاند و وقتی که به دنیا میآیند صاحب سخنْ خودش از دنیا رفته، به همان شکل اثر میگذارد. قهرآ دیگر این حرف ]که کار پیغمبر جادو است [بیمعنی میشود. ]جادو[ دیگر نمیتواند اثر خودش را باقی بگذارد.
عناد ولید
وقتی که او این استدلال را به کار برد و گفت: بهترین راه این است که ما چنین حرفی را بزنیم، قریش خیلی خوشحال شدند و شادی کردند و کف زدند و گفتند: راست میگوید، بعد از این منطق ما باید چنین منطقی باشد، باید بگوییم قرآن جادو است. قرآن ضمنآ اشاره میکند که ای کاش این مرد این حرف را روی عقیده گفته بود، این حرف را روی کمال عناد میگوید، یعنی خودش میداند که دارد میسازد و ساختگی میگوید، خودش میداند که در مقابل یک حقیقت قرار گرفته است ولی برای