اسلام و کثرت گرايي ديني - لگنهاوزن، محمد - الصفحة ٣٠ - از پروتستانتيسم ليبرال به کثرت گرايي ديني
امرسون در سخنراني خود در دانشکده الهيات هاروارد در سال ١٨٣٨ صريحاً مطرح کرد که «گوهر همه اديان» ، «احساس فضيلتي»[١] است که بدين گونه توصيف مي شود: «شهودِ احساسِ اخلاقي، بصيرتي از کمال قوانين مربوط به روح است.»[٢] بعدها او به خاطر اين سخنراني مورد شماتت محافظه کاران قرار گرفت. امرسون نيز مانند شلايرماخر فکر مي کرد که دين نه در نهاد کليسا و اصول جزمي و مراسم کليسايي بلکه در نيروي باطني حيات، که تظاهر آن در همه فرهنگها وجود دارد، قابل بازيابي است:
مجموعه همه حقايقي که درباره طبيعت انسان و قوانين زندگي بشر وجود دارد و در زمانهاي مختلف و از طريق رسانه هاي گوناگون اعلام شده، وحي اي است حقيقي که همه ملتها تقرير کم وبيش کاملي از آن در دست دارند که هر آينه موجب برانگيخته شدن و جلب احترام در مقابل مقدسات جامعه مي شود.[٣]
فکر ديني امرسون علاوه بر تاريخ گرايي «نقد برتر»، از رمانتيسيسم نيز متأثر بود و اين دو عامل مؤثر مکمل هم بودند؛ زيرا نقد برتر نوعي شک گرايي نسبت به ادعاي تاريخي کتاب مقدس مي آموخت، در حالي که رمانتيسيسم بر تفسيري از کتاب مقدس تأکيد داشت که به ادعاهاي تاريخي، بلکه به تجربه باطني معطوف
[١] the sentiment of virtue
[٢]- The portable Emerson, ed Carl Blde, New youk: Penguin, ١٩٨١, p. ٧٤.
[٣]- Ralph Waldo Emerson, The Early Lectures of Ralph Waldo Emerson, ٣ vols., eds., Stephen E Whicher, Robert E. Spiller and Wallace E.Williams, Cambridge: Belknap press of Harward University, ١٩٦٤, vol. ٢, ٩٢, cited by lrena S. M. Makarushka, Religious Imagination and Language in Emerson and Nietzsche, New York: St. Martin’s press, ١٩٩٤, ٧٣.