اسلام و کثرت گرايي ديني - لگنهاوزن، محمد - الصفحة ٢٧ - از پروتستانتيسم ليبرال به کثرت گرايي ديني
دين معلول پيشامدهاي تاريخي اند، پس مي توانند به طور مقتضي بدون تجاوز به حريم دين تغيير کنند. محافظه کاران مي تواند در پاسخ اظهار کنند، آن واقعيتي که بر اساس آن جزئيات دين به جريانهاي تاريخي اتفاقي نسبت داده مي شوند، مانع از اين امر نيست که خداوند جزئيات دين را به وسيله همان نيروهاي تاريخي که با نوعي سازگاري ازلي همراه هستند، مقدر کند، ولي ليبرال پاسخ مي دهد که محافظه کار بايد اين نکته را که جزئيات مورد سؤال از موارد تحريم شده[١] هستند، اثبات نمايد. در اين مرحله بحث بين دو گروه به بن بست مي رسد.
در پس پرده، اختلاف بين محافظه کاران مذهبي و ليبرالهاي مذهبي بسيار بيشتر از اختلاف نقطه نظرهاي آنها درباره استلزامات عيني تاريخي براي فهم دين است. در واقع امروزه بسياري از متکلمان که ليبرال به حساب مي آيند، نسبي گرايي تاريخ را به جاي عينيت تاريخي برگزيده اند. ولي صرف نظر از اينکه آيا متکلمان ليبرال نوعي تاريخ گرايي و يا نسبي گرايي راديکال را قبول داشته باشند يا خير، نتيجه براي کثرت گرايي ديني و رد آموزه ي يکتايي مسيحيت به عنوان يک اسطوره، مطلوب است.
رمانتيسيسم عنصر مهم ديگري است که در سوگيري نهضت پروتستانتيسم ليبرال به کثرت گرايي ديني مدخليت دارد. رمانتيسيسم معمولاً به عنوان يک نهضت هنري ادبي در نيمه اول قرن نوزدهم مطرح است، ولي نگرش شاعران، نقاشان و موسيقي دانان دوره رمانتيک تأثير بسزايي در تفکر فلسفي و ديني داشت. هر چند گفته مي شود، اين نهضت در انگلستان از دوره ويکتوريا و در آلمان به وسيله گرايشهاي پيروان سبک کلاسيک کنار گذاشته شده، با اين حال بسياري از گرايشها و موضوعات دوره رمانتيک در ادبيات دوره ويکتوريا باقي مانده و برخي از آنها تا بعد از دوره ويکتوريا به قرن
[١] taboo