اسلام و کثرت گرايي ديني - لگنهاوزن، محمد - الصفحة ٧٦ - چالش معرفت شناختي کثرت گرايي ديني
شايد خداوند مسلمانان و بوداييان را از طريق كاري كه روح القدس در قلب آنها انجام مي دهد نجات بخشد. [١] آنچه فن اينواگن انكار مي کند، کثرت گرايي ديني وظيفه شناختي است، ديدگاهي كه در آن خدا پيروي از بيش از يك دين را مقرر كرده است. بر اساس نظر فن اينواگن، دستور خدا به همه انسآنها اين است كه آنها بايد مسيحيت را قبول كنند و هم او كليساي مسيحي را به منظور نجات انسآنها گمارد. اين امر مستلزم اين نيست كه هيچ راه ديگري به نجات نرسد. ادعا فقط اين است كه ساير راه ها شامل عهد و ميثاق الهي [٢] نيست.
به نظر مي رسد هيك کثرت گرايي نجات شناختي را با کثرت گرايي وظيفه شناختي خلط كرده و به همين دليل فن اينواگن را در جايي كه مدعي است مي داند كه كليسا تنها وسيله الهي مقرر شده براي نجات است، و در عين حال درباره سرنوشت نهايي غير مسيحيان اظهار بي اطلاعي مي کند، متهم به تناقض گويي مي کند.
ولي دليلي كه فن اينواگن براي انحصار گرايي وظيفه شناختي ارائه كرده، مبتني بر سنتهاي كليسايي است نه وحي و كتاب. او مدعي است كه اين اعتقاد «مسيحيت صرف» است و پولس، كليساي قديم، آباي كليسا،[٣] اصحاب مدرسه،[٤] لوتر، كالوين، كرن مر،[٥] ترنت،[٦] ويسلي[٧] و نيومن[٨] بر آن مهر تأييد زده اند. ولي از همين منابع مي توان براي حمايت از انحصار گرايب نجات شناختي[٩] كه از نظر فن اينواگن مقبول نيست استفاده كرد. در بخش دوم اين كتاب استدلال خواهيم نمود كه انحصار گرايي وظيفه شناختي اسلامي با عطف به قرآن و احاديث قابل حمايت است، ضمن اينکه
١- Ibid., pp,٣٠١-٣٠٢,ff.
[٢]- divine vovenant
[٣]- Apostolic Fathers
[٤]- Scholastics
[٥]- Cranmer -
[٦]-Trent
[٧]- Wesley
[٨]- Newman
[٩]- soteriological exclusivism