اسلام و کثرت گرايي ديني - لگنهاوزن، محمد - الصفحة ٧٥ - چالش معرفت شناختي کثرت گرايي ديني
پاسخ فن اينواگن لطيف است در يك بررسي اجمالي به نظر مي رسد كه اعتراف او نسبت به بي خبري درباره برنامه خداوند درباره غير مسيحيان به جديتي كه هيك آن را مطرح كرده است، نباشد. ولي فن ادعا نمي کند كه نجات بيرون از كليسا وجود ندارد، بلكه مدعي است كه خداوند هيچ وسيله نجاتي را بيرون از كليسا مقرر نكرده است. او اصرار مي کند كه اعتقاد دوم، نه اول، براي مسيحيت ضروري است: «نمي فهمم چگونه مي توانم به طور منطقي اين اعتقاد را رها كنم، مگراينكه از مسيحيت دست بكشم.»[١] بنابراين در حالي كه كه فن اينواگن اذعان دارد كه از برنامه خداوند درباره غير مسيحيان بي اطلاع است، ادعا مي کند كه مي داند (يا حداقل صادقانه معتقد است) كه «خداوند هيچ وسيله نجاتي بيرون از كليسا مقرر نكرده است (در مقابل چيزهايي كه به طور اتفاقي در جهان به وجود مي آيد و خدا مي تواند از آنها به عنوان ابزار نجات افراد مختلف و يا گروههايي از مردم استفاده كند)».[٢]
ديدگاهي كه در اظهارات فن اينواگن ارائه شده، شبيه ديدگاهي است كه در بخش دوم اين كتاب از آن دفاع مي شود، از اين جهت كه با پذيرش کثرت گرايي نجات شناختي[٣] انكار کثرت گرايي وظيفه شناختي[٤] سازگار و هماهنگ است. ديدگاه فن اينواگن با کثرت گرايي نجات شناختي سازگار است، زيرا او ادعاي مسيحيت سنتي را مبني بر اينکه بيرون از كليسا نجاتي وجود ندارد ارائه نمي دهد؛ در حقيقت اگر اين ادعا مستلزم دوزخي كردن همه غير مسيحيان باشد، او به صراحت آن را رد مي کند، از سوي ديگر، فن اينواگن به طور صريح کثرت گرايي نجات شناختي را تأييد نمي کند، هر چند با ترديد اعلام مي کند كه
١- Peter Van Inwagen, "A Reply to Professor Hick", Faith and Philosophy, ١٤/٣,٣٠٠.
[٢]- Ibid
[٣]- soteriological pluralism
[٤]- deontic pluralism