اسلام و کثرت گرايي ديني - لگنهاوزن، محمد - الصفحة ٤٩ - تجربه عرفاني
نكته توجّه دارد كه مسأله به اين سادگي ها نيست. مفهوم برهما و خدا واقعاً از يكديكر متفاوت هستند و براي فهم آنها بايد به نقش اين مفاهيم در دو جهان بيني متفاوت الهيات وداها [١] و الهيات كتابهاي مقدس سامي توجّه داشت. با وجود چنين تفاوتهايي، هيك ادعا مي کند كه گزارش هاي مربوط به خدا و برهما نهايتاً به يك حقيقت وصف ناپذير اشاره مي کنند. پذيرش چنين تفاوتي در مفاهيم، زمينه را براي ادعاي توافق نهايي از بين مي برد و بدون اين زمينه، تفاوت بين اعتقادات ديني و تجربيات ديني، تلاش جهت يافتن توجيهي معقول براي اعتقاد از طريق تجربه ديني را تضعيف، مي کند.
هيك از مثال مولوي درباره توصيف چند نابينا از فيل استفاده مي کند،[٢] و مي گويد ما مانند آن نابيناياني هستيم كه توصيف مان از فيلِ حقيقت نهايي، در اديان مختلف صورت محدود پيدا مي کند. در مقابل اين نكته، استدلال شده است كه اگر ما واقعاً در موقعيت يكي از آن نابيناها بوديم و با چنين گزارش هاي متفاوتي مواجه مي شديم، شايد چنين نتيجه مي گرفتيم كه همه اين گزارش ها نادرست هستند.[٣] بايد خاطر نشان كرد كه هدف خود مولوي از اين مثال ناظر به اين نكته است كه توانايي هاي بشر براي فهم امور الهي محدود است و بايد خدا را با نور معنوي بشناسيم، نوري كه با حالت معمولي فاهمه قابل دستيابي نيست. اگر بخواهيم از اين مثال براي فهميدن تفاوت در تجربه ديني استفاده
١- Vedas وداها قديمي ترين متون مقدس هندي به معني دانش و معرفت است.
[٢]- مثنوي، كتاب سوم، خط ١٢٥٩ و صفحات بعدي.
[٣]- Peter Brne, "John Hick's Philosophy of World Religions", Scottish Journal of Theology ٣٥, No.٤,١٩٨٢, p.٢٩٧,cited in Michael Peterson, William Hasker, Bruce Reichenbach and Daived Basinger, Reason and elkgious Belief, Oxford: University Press, ١٩٩١,p.٢٢٧. See, Hick's reponse to Byrne in Problems of Religious plularism,pp.١٠٢-١٠٧.