اسلام و کثرت گرايي ديني - لگنهاوزن، محمد - الصفحة ١٣٠ - و) هفت دليل بر بطلان نسبيت فرهنگي دين
كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ (توبه: ٣٣)؛ او کسي است كه پيامبرش را با هدايت و دين درست فرستاد، تا آن را بر هر چه دين است پيروز گرداند، هر چند مشركان خوش نداشته باشند.[١]
اگر اين كلمات را به گونه اي تفسير كنيم كه صرفاً معناي نسبتا مطلق داشته باشد نه كاملاً مطلق، مسلمانان امروزي از هدايت قرآني محروم مي مانند. اگر عبارت «ليظهره علي الدين كله» (بر هر چه دين است پيروز گرداند) را به معناي همه اديان جهان قرن هفتم فرهنگ عربستان بگيريم، در اين صورت روي سخن قرآن با مردم امروز نمي تواند باشد. افزون بر اين، چنين تفسيري با استنباط خود پيامبر از وحي منطبق نيست. زيرا او پيكهايي به کشورهاي دور دست مي فرستاد تا مردم آن سرزمينها را به اسلام دعوت كند. (نگاه كنيد به آيه اي كه به آن اشاره خواهم كرد). رسالتي كه پيامبر عهده دار آن بود رسالتي جهاني بود:
وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ (صبأ: ٢٨)؛ و ما تو را جز [به سِمَت] بشارت گر و هشدار دهنده براي تمام مردم، نفرستاديم؛ ليكن بيشتر مردم نمي دانند.[٢]
هر چند قرآن خود بيش از چهارده قرن پيش وحي شده است، امروز به دست ما رسيده و با ما صحبت مي کند، ما را به اسلام مي خواند و از پيروي از
[١] در سوره فتح: ٢٨، صف: ٩، بقره: ١٩٣، انفال: ٣٩ و آل عمران: ١٩ همين نکته آمده است.
[٢]- با يك تفسير مي توان اين معنا را در آيه «انما انت منذر و لكل قوم هاد» (رعد: ٧) نيز يافت. اگر «واو» در اين آيه «واو عطفي»باشد اين آيه بدين معناست: همانا تو بيم كننده هستي و هم براي همه قومها هادي؛ ولي اگر واو «واو استينافي» باشد، اين آيه بدين معناست: همانا تو بيم كننده اي و بس، و هرگروهي را راهنمايي است. علامه طباطبايي در الميزان، رواياتي را نقل مي کند كه منذر را به پيامبر(ص) و هادي را به امام علي(ع) نسبت مي دهند. وي روايات ديگري را نيز نقل مي کند كه ناظر به هادي بودن حضرت علي براي هر قومي است.