در بارگاه نور - حسین انصاریان - الصفحة ١٣٢

خود نمايد ، هواي نفس را کنار گذارد ، ببيند غرضش از اين سفر امتثال امر الهي و رسيدن به ثواب و فرار از عقاب اوست يا نه ، نستجير بالله غرضش تحصيل اعتبار يا خوف از مذمّت مردم يا تفسيق آنها يا از ترس فقير شدن است يا چنانکه معروف است هر کس ترک حج کند مبتلا به فقر مي شود ، يا امور ديگر را غرض دارد ، از قبيل تجارت و خوش گذراني و سير در بلاد و غير ذلک .

اگر درست تأمّل کند خودش مي فهمد که قصدش چيست ، اگر معلوم شد که وجه همّت خدا نيست ، بايد سعي در اصلاح قصد خود کند و لا أقل ملتفت به قبح اين مسأله گردد که قصد حريم ملک الملوک را نموده ولي براي اين مسائل مادي و خيالي و بي فايده . در اينجاست که بايد به نحو خجالت آغاز سفر کند نه به نحو غرور و غفلت !

دوّم ـ اين که تهيه حضور ببيند از براي مجلس روحانيين ، با بجا آوردن يک توبه حقيقي ؛ يعني توبه اي که تمام مقدمات در آن رعايت شود ؛ از قبيل ردّ حقوق ، چه ماليه ؛ مانند خمس و ردّ مظالم و کفارات ، يا غير ماليّه ؛ مانند غيبت و اذيت و هتک عرض و ساير جنايات بر غير که لازم است از صاحبانش حلاليّت بخواهد ، به آن صورتي که در کتب فقهي يا روايي آمده . و اگر پدر و مادرش هستند آنان