آيات مشكله قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤٤ - تأويل در قرآن
خود پيامبر گرامى طبق روايات متواتر جمله « ولكل قوم هاد» را بر اميرمؤمنان تطبيق كرد و فرمود:« اَناَ الْمُنْذِرُ وَ عَلِىٌّ الْهادِى اِلى أمْرِىْ» [١]: من بيم دهنده و على هدايت كننده به دستورهاى من است.
به طور مسلم پس از اميرمؤمنان اين آيه، مصاديقى نيز دارد كه به مرور زمان بر آن منطبق مى باشد بخشى از تحرك و روشنكرى قرآن در اين است كه به مرور زمان بر مصاديق آن تطبيق گردد از اين جهت امام باقر فرمود:
« رَسوُلُ اللّهِ الْمُنْذِرُ وَ عَلِىٌّ الْهادِىٌّ وَ كُلُّ اِمام هاد لِلْقَرْنِ الَّذِى هُوَ فِيهِ» : پيامبر خدا بيم دهنده و على هدايت كننده و هرامام هادى مردم آن عصرى است كه در آن زندگى مى كنند [٢].
يادآور شديم كه مقصود از تأويل در مقابل « تنزيل» آن رشته از مصاديق آيه و يا آيات است كه هنگام نزول قرآن نبوده و بعدها تحقق پذيرفته است واگر هم در زمان نزول وجود داشته، مصداق مخفى بوده و نياز به تذكر داشت اكنون براى هردو مورد، مثالى را يادآورمى شويم:
١ ـ درجنگ جمل سپاه امام در برابر سپاه پيمان شكن « طلحه » و « زبير» كه بيعت خود را با امام شكستند،قرار گرفت، پيش از آغاز جنگ امام به مردم بصره چنين خطاب كرد: مردم بصره آيا از من در داورى ستم ديده ايد. آيا در تقسيم مال مرتكب ظلم شده ام، آيا مالى را بر خود واهل بيت خود اختصاص داده ام وشما را از آن محروم ساخته ام آيا حدود الهى را درحق شما اجرا كرده ام و در باره ديگران تعطيل كرده ام تا به خاطر اين امور و يا يكى از آنها پيمان خود را با من مى شكنيد آنان در پاسخ گفتند: نه هيچ كدام از اين كارها انجام نگرفته است در اين موقع كه امام حجت را بر آنان تمام نمود، به تنظيم صفوف سربازان خود پرداخت و اين آيه را تلاوت كرد:
[١] در اين باره به كتاب « نورالثقلين» ج٢، ص ٤٨٢ ـ ٤٨٥ مراجعه شود.
[٢] مدرك پيشين.